|
|
|
مسجد خیابان رودکی تهران (سلسبیل)
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد




:: برچسبها:
امام حسین,
محرم,
مسجد حجت,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
شروع مراسم,
حمید داودی راد,
,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : سه شنبه 13 مهر 1395
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد

از دوم تا هشتم شهریور ماه، هفته دولت نامگذاری شده است
2 شهریور؛ آغاز هفته دولت
انفجار دفتر نخست وزیری در هشتم شهریور سال 1360 و شهادت دو یار دیرین امام (ره) و انقلاب و دو اسوه علم و تقوا، شهید محمد علی رجایی، رئیس جمهور و محمد جواد باهنر، نخست وزیر که نمونه ای از دولتمردان مردمی بودند و نیز به منظور آشنایی مردم با فعالیت ها و بیان اهداف و برنامه های آینده دولت، هفته ای به نام هفته دولت نامگذاری شده است که از دوم تا هشتم شهریور می باشد.
هفته دولت در تاریخ هر ملت، فراز و نشیبهای تلخ و شیرینی وجود دارد که تعیینکننده سرنوشت و سازنده فرهنگ آن ملت است. نظام جمهوری اسلامی در ایران به رهبری بزرگ مردی که جهان مانند او را کمتر به خود دیده است و همچنین جانفشانی فرزندان فداکار این مرز و بوم، حرکت خود را آغاز کرد. در این میان، شهادت دو شخصیت فداکار اسلام، رجایی و باهنر که به آتش کین منافقان سوختند، فصلی از شهادت را به نام «هفته دولت» در تاریخ انقلاب گشوده است.
علت نامگذاری چنین هفتهای این است که دولت شهید رجایی، نخستین دولت و مکتبی بود که پس از حاکمیت لیبرالها بر کشور، عهدهدار امور شد. این دولت در آن دوره بحرانی، بیشترین حد تلاش و کوشش را برای خدمت به اهداف مقدس انقلاب از خود نشان داد، تا آنجا که جان خویش را سر آن نهاد.
مقام معظم رهبری درباره ویژگیهای اخلاقی شهیدان رجایی و باهنر میفرماید: «شهید باهنر، مرد بی تظاهری بود که هیچ کس از ظاهر آرام او نمیفهمید در باطن و ذهن و اندیشه موّاج او چه میگذرد. وی یکی از متفکرین و تئوریسینها و ایدئولوگهای انقلاب بود. نوشتههای زیادی داشت و کتابهای زیادی را تنظیم کرده بود....ارتباطات نزدیکی با شهید مطهری و شهید بهشتی داشت و هر دوی اینها، برای عظمت فکری و قدرت تفکر عملی او ارزش زیادی قائل بودند... نقش شهید رجایی و باهنر در افشا کردن ماهیت لیبرالی و منافقانه بنی صدر، بسیار برجسته بود. شهید رجایی با صبر خود و متانت و حوصله عظیم و با قبول دردها و رنجهای قلبی و غیرقابل افشایی که داشت، توانست، بنی صدر خائن را افشا و رسوا کند و به زمین بکوبد.
کارنامه شهیدان رجایی و باهنر زمانی که دولت شهید رجایی از مجلس رأی اعتماد گرفت و کار خود را شروع کرد، مردم ناراضی و نگران از عملکرد دولت موقت، در پی نخست وزیری میگشتند که عقده قلب آنها را بگشاید و به انقلاب شور و هیجانی دوباره ببخشد. این در حالی بود که یک خط لیبرالیستی خطرناک در زیر نقابها و حجابهای گوناگون، میکوشید انقلاب اسلامی را از مسیر خود منحرف کند، آن را از حرکت باز دارد و به نابودی بکشاند. شهیدان رجایی و باهنر توانستند عشق و ایمان را به مردم ارزانی کنند و خدمات شایانی به همه مردم به ویژه محرومان ارائه دهند که برکات آن تا کنون نیز ادامه دارد.

دو یار انقلاب، رجایی و باهنر در اثر انفجار دفتر نخست وزیری در 8 شهریور 1360 به شهادت رسیدند
مقام معظم رهبری، یک سال بعد از شهادت مظلومانه رجایی و باهنر، در مورد ارزیابی این حادثه می فرماید: ما امروز از این حادثه درس می گیریم که ضد انقلاب برای پیشبرد اهداف خودش، حاضر است چهرههایی به قداست رجایی و باهنر را به آن شکل فجیع نابود کند. ما میفهمیم که ضد انقلاب با چهره های منافقانه ای حاضر است در همه جا و حتی اتاق کار شهید رجایی نفوذ کند و به این وسیله، جنایتی را انجام دهد؛ در صورتی که شهید، با همه زیرکی و هوشیاری او را نشناسد و چهره منافقانه او را نتواند تشخیص دهد.
ما این حادثه را در تاریخ گذاشتیم، اما یک بایگانی بسته و متروک نیست، بلکه هر لحظه در مقابل چشم ماست و باید از آن عبرت بگیریم و همچنان که بارها گفتیم، خودمان را برای سرنوشت افتخارآمیز و غرورآمیز این دو شهید عزیز آماده کنیم.
امام خمینی (ره) به مناسبت شهادت شهیدان رجایی و باهنر فرمود: ملتی که قیام کرده است در مقابل همه قدرتهای عالم، ملتی که برای اسلام قیام کرده است، برای خدا قیام کرده است، برای پیشرفت احکام قیام کرده است، این ملت را با ترور نمی شود عقب راند؛...گرچه خود واقعه و خود این افرادی که شهید شده اند، در نظر همه ما عزیز و ارجمندند. آقای رجایی و آقای باهنر هر دو شهیدی هستند که با هم در جبهههای نبرد با قدرتهای فاسد هم جنگ و هم رزم بودند. مرحوم رجایی به من گفتند که من بیست سال است که با آقای باهنر همراه بودم و خدا خواست که با هم از این دنیا به سوی او هجرت کنند.
ارتباط دین و دولت در قرآن در قرآن مجید، ارتباط تنگاتنگی میان دین و دولت وجود دارد. بر اساس آیات الهی، دولت امری است که در ذات دیانت نهفته است.
خداوند در قرآن مجید می فرماید: «خداوند مالک حکومت و دولت است و آن را به هر که بخواهد می دهد و از هر که بخواهد می گیرد». واژه ملک در این آیه، همان سلطنت و دولت است که در اصل از آن خداوند است و آن را به نیکان می دهد. منظور از دولت در این دسته از آیات، همان دولت الهی است که جنبه حقیقی دارد و مشروعیتش ذاتی است.
در اندیشه قرآنی، طبیعت جامعه بشری، نهایت کمال خود را می جوید و حرکت جوامع هم به همان سمت و سو است. این قاعده کمال نهایی، در همه جنبههای انسانی، اجتماعی، مدنی، اخلاقی و روانی جریان دارد و ناگزیر باید زندگی اجتماعی و مدنی انسان نیز به عالی ترین شکل خود دست یابد و همه استعدادهایی که در وجود آدمی نهفته است، آشکار شود و به هدف غایی زندگی برسد.
دولت، امانت الهی قرآن کریم، حاکم و سرپرست اجتماع را، امین و نگهبان آن جامعه میداند. امام علی علیه السلام با الهام از این آیه، در نامهای به حاکم آذربایجان مینویسد: «مبادا بپنداری حکومتی که به تو سپرده شده، شکاری است که به چنگت افتاده است؛ خیر، امانتی برگردنت گذاشته شده و بالادست تو، از تو حفظ حقوق مردم را می خواهد. تو را نرسد که به استبداد و دل خواه، میان مردم رفتار کنی.» حضرت در جای دیگر، ضمن بخشنامه ای به مأموران مالیاتی خود می فرماید: به عدل و انصاف رفتار کنید. به مردم درباره خودتان حق بدهید. پر حوصله باشید و در برآوردن نیازهای آنها تنگ حوصلگی نکنید که شما خزانه داران رعیت، نمایندگان ملت و سفیران حکومتید.
بنابراین هفته دولت، فرصتی است تا عملکرد دولتها که با اهداف بزرگی چون پایبندی کامل به دین خدا و اصرار بر اقامه الهی، عدالت طلبی، مبارزه با فساد، پاک دامنی، صداقت و صراحت و توجه به محرومان روی کار میآیند، برای مردم بیان شود.
دولت و توجه به محرومان «در نظام اسلامی باید همه افراد جامعه، در برابر قانون و در استفاده از امکانات خدادادی میهن اسلامی، یکسان و در بهره مندی از مواهب حیات، متعادل باشند. هیچ صاحب قدرتی، قادر به زورگویی نباشد و هیچ کس نتواند بر خلاف قانون، میل و اراده خود را به دیگران تحمیل کند.
طبقات محروم و پا برهنگان جامعه، مورد عنایت خاص دولت باشند و رفع محرومیت و دفاع از آنان در برابر قدرتمندان، وظیفه بزرگ دولت و دستگاه قضایی محسوب شود. هیچ کس به خاطر تمکن مالی، قدرت آن را نیابد در امور سیاسی کشور و در مدیریت جامعه دخالت و نفوذ کند، و هیچ تدبیری در جامعه، به افزایش شکاف میان فقرا و اغنیا نینجامد. پابرهنگان، حکومت اسلامی را پشتیبان و حامی خود حس کنند و برنامه های آن را در جهت رفاه و رفع محرومیت خود بیابند». منابع : mop.ir
hawzah.net
مسجد حجت ابن الحسن (عج)
:: برچسبها:
هفته دولت گرامی باد,
هفته دولت,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : چهار شنبه 3 شهريور 1395
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد





:: برچسبها:
عید سعید فطر مبارک باد ,
عیدفطر,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
مسجچد حجت ,
عید فطر ,
حمید داودی راد,
:: ادامه مطلب
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : چهار شنبه 16 تير 1395
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد


:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
معصومین،
دین و اندیشه،
خداشناسی ،
،
:: برچسبها:
مسجد حجت ابن الحسن (عج),
مسجد حجت,
دهه فاطمیه,
اطلاعیه,
مراسم,
فاطمیه,
حضرت زهرا,
شهادت,
ایام فاطمیه,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : یک شنبه 23 بهمن 1395
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد


۱۳ قول مختلف درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) وجود دارد
* با توجه به اینکه اقوال مختلفی در خصوص روز شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها توسط مورخین و محدثین نقل شده، کدام قول معتبرتر است؟
- در تقویم زندگی حضرت فاطمه علیهاالسلام، همچون سایر معصومین(علیهم السلام) بین مورخان و محدثان اخلاف وجود دارد، در این اختلاف بیش از هر چیز به ضعف فرآیند ثبت و ضبط در آن زمان بر میگردد، به ویژه آنکه ضابطان و محدثان در آن دوره به مباحث تواریخ و ولادات و وفیات اهمیت چندانی نمیدانند و شبیه این اختلافات در مورد خود رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز کمابیش وجود دارد. اما این اختلافات در مورد تقویم زندگانی حضرت زهرا(سلام الله علیها) نسبت به سایر معصومین بیشتر است و این ظاهراً به نوع جنسیت آن حضرت (سلام الله علیها) یعنی به زن بودن ایشان بر میگردد که طبیعتاً موجب ارتباط و اطلاع نسبتاً کمتر از این تواریخ میشدند، به طور کلی ۱۳ گفته مختلف در منابع تاریخی و روایی در مورد تاریخ شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها وجود دارد که عبارت است از:
۱ـ ۴۰ روز بعد از وفات رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، این گفته را مرحوم مجلسی در «بحارالانوار» جلد ۴۳ صفحه ۲۱۲ حدیث ۴۱ از کتاب «عیون المعجزات» نقل کرده است، همچنین در کتاب «کشف الغمه» جلد۱ صفحه ۵۰۰ با استناد به روایتی مجهول این گفته نقل شده است. ۲ـ ۴۵ روز بعد از وفات رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، این گفته را برخی از محدثان به عنوان یک گفته نامعلوم نقل کردهاند.
۳ـ دو ماه بعد از وفات رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، این گفته را «حاکم نیشابوری» در کتاب «مستدرک» از عایشه نقل کرده است.
۴ـ ۷۰ روز پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، این گفته را یکی از دانشمندان اهل سنت «ابن عبد الاب» در کتاب «الاستیعاب» نقل کرده است.
۵ـ ۷۲ روز پس از رحلت رسول خدا، این گفته را «ابن شهر آشوب» در کتاب «المناقب» جلد ۳ صفحه ۳۵۷ آورده است و گفته که مطابق آن حضرت(سلام الله علیها) در روز شنبه ۱۷ شب مانده از ربیعالاخر در سال دهم هجری در سن ۱۷ سال و ۷ ماهگی دار دنیا را وداع گفته است و البته «ابن طاووس» هم کتاب «اعلام الوری» صفحه ۱۴۷ به عنوان قول اظهر ذکر کرده است.
۶ـ ۷۵ روز پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، این گفته که در کتاب «الکافی» مرحوم کلینی جلد یک صفحه ۴۵۸ آمده است که مطابق آن «مرحوم کلینی» با استناد از امام باقر علیهالسلام، ولادت آن حضرت را ۵ سال پس از مبعث و شهادت وی را ۷۵ روز بعد از وفات پدرش در سن ۱۸ سال و ۷۵ روزگی ذکر کرده است، در کتاب «دلایل الامامه» «طبری»، صفحه ۴۵ طبق روایتی به نقل از امام باقر علیهالسلام و نیز در کتاب «الخرائج» مطابق روایتی به نقل از امام صادق علیهالسلام این نطریه مورد تائید قرار گرفته و در متن این روایات روز شهادت آن حضرت سیزده جمادی الاولی بیان شده است که امروزه نظر اهل سنت بر همین مبنا قرار گرفته است..
۷- ۸۵ روز پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، این گفته را مرحوم طبری در کتاب «دلائل الامامه» صفحه ۴۵ به عنوان یک قیل نقل کرده است.
۸ ـ سه ماه پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، این گفته به «ابوالفرج اصفهانی» نسبت داده شده است.
۹- ۹۵ روز پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، مستند این گفته امروزه در میان شیعیان به ویژه ایران به رسمیت شناخته میشود، دو روایت از امام باقر علیهالسلام و امام صادق علیهالسلام است که یکی آز آنها در کتاب «کشفالغمه» جلد یک صفحه ۵۵۳ نقل شده استو روایت دوم که از لحاظ سندی نسبت بر همه اخبار دیگر محکمتر و متقنتر هست، در کتاب «دلائلالامامه» صفحه ۴۵ از زبان امام صادق علیهالسلام آمده است که مطابق آن روز شهادت آن حضرت (سلام الله علیها) سه شنبه سوم جمادی الثانی اعلام شده است.
۱۰- ۱۰۰ روز بعد از رحلت رسول خدا(ص)، این گفته را نیز نویسنده کتاب «کشفالغمه» در جلد یک صفحه ۵۰۳ به نقل از «ابن قتیبه» نقل کرده است.
۱۱ـ چهار ماه پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، این گفته «ابن شهر آشوب» در کتاب «المناقب» جلد ۳ صفحه ۳۵۷ با عنوان قیل نقل کرده است و گفته که قربانی یکی از محدثان معروف، این نظریه را صحیحتر از همه دانسته است و البته «ابنطاووس» هم در کتاب «اعلام الوری» صفحه ۱۴۷ روایتی به نقل از جابر و او از امام محمد باقر علیهالسلام در تأیید این نظریه نقل کرده است.
۱۲- ۶ ماه پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، این نظریه به عنوان یک نظریه مشهور میان شیعه و سنی در برخی از دورههای تاریخی مطرح بوده است و مستندات آن، دو روایت از «امام باقر(علیه السلام)» و «عروة بن زیبر» است که مطابق آن حضرت(سلام الله علیها) در شب سهشنبه سه روز مانده به ماه رمضان در سال یازدهم هجری به شهادت رسیدهاند و البته «ابن ابی الحدید» در شرح نهجالبلاغه جلد ۶ صفحه ۴۶ همین گفته را از عایشه نیز نقل کرده است.
۱۳- ۸ ماه پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، این گفته را به برخی از محدثان نسبت داده شده است، همچنین در کتاب «کشفالغمه» جلد یک صفحه ۵۰۳ نیز این نظریه نقل شده است.
مشهورترین تاریخ شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) ۹۵ روز پس از رحلت رسولالله(صلی الله علیه و آله) است
با جمعبندی این نقدها کلاً سه قول مختلف در مورد سن حضرت زهرا(سلام الله علیها) هنگام شهادت وجود دارد:
۱ـ «مرحوم کلینی» که معتقد است حضرت ۱۷ سال و ۷۵ روز داشتهاند.
۲ـ صاحب «مناقب» و برخی دیگر که معتقدند حضرت ۱۸ سال و ۷ ماه میباشد.
۳- نقل قولی از مرحوم ابنطاووس در کتاب «اعلامالوری» صفحه ۴۷ که شهادت آن حضرت را ۲۳ سالگی مطرح کردند، همچنین در کتاب «کشفالغمه» جلد یک صفحه ۵۰۲ این نظریه را به «ابن شهاب» و به «زهری» هم نسبت داده شده است.
«ابن عربی» حضرت زهرا(سلام الله علیها) را در طهارت و عصمت با رسول الله(صلی الله علیه و آله) شریک میداند
* عصمت حضرت زهرا(سلام الله علیها) از دیدگاه شیعه و اهل سنت چگونه است؟ اهل سنت از چه زاویهای به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) مینگرند؟
-اختلاف اساسی دیدگاه شیعه و سنی در مورد آن حضرت عمدتاً از دو زاویه قابل بحث است: یکی؛ مربوط به مباحث تاریخی و وقایع پس از رحلت رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) و دیگری؛ مربوط به ارزش وجودی و رتبه یا مقام حضرت فاطمه زهراست.
در بحث اول دامنه اختلافات بسیار است و ما معتقدیم که در این بخش از تاریخ انصافاً منابع اهل سنت به مرور زمان تحریف شده و شواهد و قراین این تحریف در آثار خود آنها بسیار واضح و روشن است، ضمن آنکه دلایل و قرائن بسیاری در منابع کهن و معتبر تاریخی و روایی اهل سنت وجود دارد که دیدگاه شیعه را در خصوص مسائل حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و حقانیت آن حضرت مورد تایید قرار میدهد.
اما جهت دوم بحث، در واقع میتوان گفت: به عنوان پایه و اساس سایر اختلافات نیز به حساب میآید، مربوط به رتبه و مقام وجودی آن حضرت(سلام الله علیها) است که در رأس همه اختلافات در این زمینه به مسئله عصمت آن حضرت بر میگردد، اینکه شیعه به دلایل متعدد نقلی و اصلی اعتقاد به عصمت و برخورداری آن حضرت از علم لدنی دارد، اما مکتب مقابل علیرغم دلایل و قرائن موجود در قرآن کریم و سنت نبوی آثار متعدد تاریخی و روایی خود به آن معتقد نیستند.
یکی از دلایل شیعه در اثبات آن حضرت(سلام الله علیها) آیه مبارکه ۳۳ سوره احزاب (مربوط به آیه تطهیر) «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» و روایات و اخبار تاریخی ذیلیه آن است که در منابع فریقین به وفور وارد شده و ضمن اشاره به ماجرای کسا یا لوای رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به اثبات این مقام برای آن حضرت میپردازد، در معتبرترین منابع اهل سنت صحابه و تابعین مورد قبول اهل سنت از جمله: «ابو سعید خدری»، «انس بن مالک»، «عایشه»، «ام سلمه»، «ابن ابی سلمه»، «سعد» و غیره به طرق متعدد این ماجرا را نقل کردند و بعد از آن نیز محدثان و دانشمندان مختلف آنها همچون «بخاری» در صحیح خود جلد ۵ صفحه ۲۶ و «مسلم» در صحیحش جلد ۱۵ صفحه ۱۹۴ و «بیهقی» در «سنن کبری» جلد ۲ صفحه ۱۴۹ و «طبری» در تفسیرش جلد ۵ صفحه ۳۲ و «حاکم نیشابوری» در «مستدرک» جلد۳ صفحه ۱۴۷ و غیره این اخبار را که تعداد طرق آنها به بیش از ۲۰ طریق میرسند، نقل کردهاند، اما متأسفانه علیرغم آنکه نتوانستهاند در تفسیر دلالت آیه و مقامات موجود در آن، بین رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و با آن حضرت(سلام الله علیها) تفاوت منطقی بیان کنند، اما در نتیجهگیری همچنان با برخی توضیحات غیرعلمی و غیرمنطقی تعصب ورزیدهاند.
روشنی این دلایل در منابع اهل سنت چنان محکم است که دانشمندی همچون «محیالدین عربی» در این زمینه پس از نقل اخبار مربوط به آیه شریفه و به استناد به دلالت آنها اهل بیت علیهمالسلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در طهارت و عصمت با رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) شریک اعلام کرده است، در روایت امامان شیعه نیز علاوه بر پردازش متواتر به این اخبار به عصمت ویژه آن حضرت تصریح و جز مقام امامت ظاهری، آن حضرت در همه مقامات و فضائل بیان شده ائمه معصومین به منزله سرچشمه و سرآمد معرفی شده است.
به عنوان مثال در روایاتی از امام صادق (علیه السلام) در کتاب «دعائم الاسلام» جلد یک صفحه ۳۷ نقل شده، به صراحت آمده است، همچنین در متون برخی ادعیه و زیارات معتبر مربوط به آن حضرت(سلام الله علیها)، به این مقامات ویژه ایشان تصریح بیشتری شده است که پرداختن به همه این موارد در فرصت کوتاه نمیگنجد.
علامه امینی: فاطمه(سلام الله علیها) مابین در و دیوار «مهدی» را صدا زد
* بیان شده است «هنگامی که حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) ما بین در و دیوار قرار گرفتند، اباصالح المهدی را صدا زدند»، آیا این روایت صحت دارد؟
ـ تنها مستند این گفته کتاب «الغدیر» مرحوم علامه امینی است که ایشان در اشاره به این سخن به هیچ منبعی استناد نکرده است، حالا این گفته میتواند به عنوان زبان حالی، مطرح باشد و یا اینکه نقدی است بدون سنجش لازم از ناحیه مرحوم علامه که نظیر آن در برخی از مواضع دیگر مجموعه ایشان نیز شناسایی شده است که البته در یک بینش خوشبینانه میتوان گفت این سخن را در منبعی دیده که در اختیار خود داشته، ولی مصدر آن را ذکر نکرده است.

:: برچسبها:
شهادت,
حضرت زهرا,
دهه فاطمیه,
شهادت حضرت زهرا(س),
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : یک شنبه 25 بهمن 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد

مهمترین واقعه پیشرو در سال جاری که می توان آن را یکی از حساس ترین عرصه های پیش رو برای امتحانی دیگر برای ملت نامید انتخابات خبرگان رهبری و مجلس دهم است. پر واضح است که این صحنه همانگونه که می تواند ورقی دیگر از افتخارات نظام اسلامی ایران را رقم زند،خواهد توانست عرصه ای برای یکه تازی منافقین و بدخواهان نظام باشد. لذا بهترین راه برای جلوگیری از ایجاد موقعیت و بهانه برای ضد انقلاب و رهبران آنها که همانا آمریکا ،انگلیس ، اسرائیل هستند ،رجوع و بازخوانی دیدگاه های بنیانگذار کبیر انقلاب امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای (حفظه ا...) است. به همین سبب ضمن بازخوانی بیانات و مطالبات امام خمینی و امام خامنه ای، امیدواریم زمینه هر چه بیشتر روشنگری و ترویج مطالبات و فرامین این دو چراغ راه انقلاب اسلامی ودر نتیجه پیروزی مجدد ملت در برابر مستکبران غرب وشرق و عمال داخلی آنها در عرصه انتخابات خبرگان و مجلس دهم را فراهم آوریم. امید است اسک دینان از این مجموعه در مسیر تبلیغ و ترویج استفاده نمایند
امام خمینی (ره):
امام خمینی (ره) :« وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر در صحنه باشند »
امروز مسئولیت به عهده ملت است. ملت اگر چنانچه کنار بنشیندو اشخاصی که نقشه کشیده اند برای این مملکت آنها وارد بشند در مجلس تمام مسوولیت برای عهده ملت است. *** امام خامنه ای حفظه الله: من مطمئنم كه اين انتخابات براى ملتهاى ديگر هم يك نشانهاى است. براى همين هم هست كه دستگاههاى خبيث استكبار، از آمريكا و انگليس و صهيونيستها و ديگران، دارند مرتباً تلاش ميكنند كه اين انتخابات را به يك جورى خراب كنند، مخدوش كنند. كشورهاى ديگر نگاه ميكنند ببينند اين پيشكسوت انتخاباتى و انقلابى - كه ملت ايران است - چه كار خواهد كرد. ملت ايران در اين زمينه، جزو پيشكسوتهاست. ملتهاى ديگر نگاه ميكنند ببينند انتخابات در ايران به كجا خواهد رسيد. استكبار دوست دارد كه انتخابات در كشور ما آنچنان بشود كه ملتها را مأيوس كند.

تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن(عج)
از عموم هم میهنان عزیز و و همشریان محترم درخواست دارد تا با حضور گرم و همیشه در صحنه خود در آینده کشور و خود سهیم باشند

حمید داودی راد
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی،
،
:: برچسبها:
مجلس دهم ,
انتخابات,
حضور مردم,
سرنوشت کشور,
انتخابات مجلس و خبرگان رهبری,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
خیابان رودکی,
حمید داودی راد,
مجلس,
انتخابات مجلس ایران,
تهران,
,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : یک شنبه 27 بهمن 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد


:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
،
:: برچسبها:
جشن نور افشانی,
22 بهمن ,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
مسجد حجت ابن الحسن,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : چهار شنبه 21 بهمن 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
انقلاب ما انفجار نور بود (امام خمینی (ره))

به مناسبت گرامیداشت ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی و سالروز ورود امام خمینی (ره) به میهن اسلامی
مراسم نور افشانی و جشن با پخش شیرینی و شکلات در میان مردم نور افشانی بعد از نماز مغرب و عشاء با حضور نمازگزاران، اهالی ،کسبه و شهردار ناحیه 2 و اعضاء شورایاری محله و بسجیان با حضور امام جماعت مسجد حجت ابن الحسن (عج) برگزار گردید
برای دیدن فیلم این مراسم به لینک زیر مراجعه شود
http://www.aparat.com/v/lC0L3

:: برچسبها:
جشن نور افشانی,
12 بهمن ,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : چهار شنبه 14 بهمن 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد

تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن (عج)
:: برچسبها:
اعلام برنامه مراسم عزاداری سیداء اشهدا در ایام محرم,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حجت ابن الحسن,
مسجد حجت,
,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : دو شنبه 5 مهر 1395
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
اهداف و زمينه هاي قيام عاشورا در كلام امام حسين(ع)

قيام امام حسين(ع) داراي ابعاد مختلفي است كه در اين ميان زمينه ها و دلايل شكل گيري اين نهضت عظيم از اهميت ويژه اي برخوردار است.تبيين علت هاي قيام عاشورا همواره الهام بخش مسلمانان و به ويژه شيعيان در اعصار متمادي بوده است.
براي بررسي دلايل قيام حضرت سيدالشهدا(ع) بايستي ويژگي هاي دوره امامت آن حضرت مورد توجه قرار گيرد،آنچه مسلم است دوران امامت حسين بن علي(ع) را مي توان به دو بخش دوره حاكميت معاويه و حكومت يزيد تقسيم كرد.
"در حقيقت در زمان امام حسين(ع)انحراف از اصول و موازين اسلام كه پس از رحلت رسول خدا(ص) آغاز و در زمان عثمان خليفه سوم گسترش يافته بود به اوج خود رسيد.در اين دوره معاويه كه سالها به عنوان استاندار در منطقه شام حكومت كرده و موقعيت خود را كاملا تثبيت نموده بود،به نام خليفه مسلمين سرنوشت و مقدرات كشور اسلامي را در دست گرفته و حزب اموي را بر امت اسلام مسلط ساخته بود."1
چرا سيد الشهدا(ع)در دوره معاويه قيام نكرد "امام حسين(ع) اگر در زمان معاويه قيام مي كرد،معاويه مي توانست از پيمان صلحي كه با امام حسن(ع) امضا كرده بود،براي متهم ساختن امام حسين(ع)بهره برداري كند،زيرا همه مردم مي دانستند كه امام حسن و امام حسين(ع) متعهد شده اند تا زمانيكه معاويه زنده است سكوت كنند.البته لازم به يادآوري است كه امام حسين(ع) معاهده با معاويه را پيماني لازم الوفاء نمي دانست،زيرا اين عهدنامه تحت فشار و اجبار و در شرايطي صورت گرفته بود كه بحث و گفتگو فايده اي نداشت،به علاوه معاويه خود آن را نقض كرده بود و محترم نمي شمرد.اما با وضعيت آنروز جامعه اسلامي اگر امام حسين(ع)عليه معاويه قيام مسلحانه مي كرد،معاويه مي توانست از آن به عنوان يك شورش غير موجه و برخلاف مفاد پيمان سوء استفاده كند."2
عامل ديگري كه مانع قيام حضرت در زمان معاويه بود،ظاهرسازيهاي اين خليفه اموي است.اگرچه معاويه عملا اسلام را تحريف كرده بود،اما اين مطلب را به خوبي درك مي كرد كه چون به نام دين و خلافت اسلامي حكومت مي كند،بايد به اعمال خود رنگ ديني داده و مردم را فريب بدهد. با اين حال امام حسين(ع) به رغم موانعي كه ذكر شد در دوره حكومت معاويه نيز چندين بار به صورت علني در برابر رفتارهاي اين حاكم جائر بني اميه ايستاد و مبارزه كرد.معاويه در اواخر عمر خود مي كوشيد تا با بيعت گرفتن از بزرگاني همچون حسين بن علي(ع) و ابن عباس مساله وليعهدي يزيد را تثبيت كند،وي در ديداري كه با امام حسين(ع) در مدينه داشت اين مساله را مطرح كرد كه حضرت در سخناني به شدت با آن مخالفت كرده و با برشمردن خصوصيات زشت يزيد، وي را فاقد صلاحيت حكومت مي داند.
از ديگر اقدامات حضرت در برابر معاويه،سخنراني افشاگرانه در مراسم حج است. در اين خطبه كه يك يا دو سال پيش از مرگ معاويه و در حضور بزرگاني از صحابه و تابعين ايراد شده است،امام(ع) اينچنين در برابر معاويه موضع مي گيرد: "...ديديد كه اين مرد زورگو و ستمگر(معاويه)با ما و شيعيان ما چه كرد؟من در اينجا مطالبي را با شما در ميان مي گذارم،اگر درست بود آنرا تصديق و اگر دروغ بود تكذيب كنيد.سخنان مرابشنويد و گفتار مرا بنويسيد،وقتي كه به شهرها و ميان قبايل خود برگشتيد با افراد مود اطمينان و اعتماد در ميان بگذاريد و آنان را به رهبري ما دعوت كنيد،زيرا مي ترسم اين موضوع(رهبري امت توسط اهل بيت)به دست فراموشي سپرده شود و حق نابود و مغلوب گردد"3 سخناني كه حضرت در اين خطبه مطرح مي كند اگر چه در زمان معاويه است اما در حقيقت مي تواند موضع امام (ع) را در برابر حاكم اموي مشخص كند، زيرا حضرت صريحا حكومت را حق خود و اهل بيت ذكر مي كند.
اقدام ديگر امام(ع)در دوره معاويه ضبط اموال كاروان بيت المالي بود كه از يمن به سوي شام حركت مي كرد.حضرت اموال ضبط شده بيت المال را ميان مستمندان تقسيم كرد و در نامه اي به معاويه از سياست هاي وي به شدت انتقاد كرد. به هرحال دوران معاويه به پايان مي رسد و با روي كارآمدن يزيد وضع تغيير مي كند.قيام و نهضت عظيم امام حسين(ع)در دوره اي آغاز مي شود كه يزيد به حكومت رسيده و با ارايه چهره اي زشت ،شرايط خاصي را ايجاد كرده است. مرحوم شيخ مفيد(ره)در كتاب ارشاد وضعيت پس از مرگ معاويه را اينگونه توصيف مي كند: "پس از مرگ معاويه و پايان دوره سازشي كه اجازه نمي داد امام حسين (ع)اظهار امامت نمايد و پرده از روي كار ولايت خود بردارد،حسين(ع)به اندازه اي كه ممكن بود اظهار دعوت كرد و هر وقتي كه موقعيتي به دست مي آورد حق الهي خود را براي آنها كه بي خبر بودند آشكار مي ساخت،تا اينكه ياراني پيدا كرد و بعد از اين مردم را به جهاد در راه خدا دعوت نمود و خود را براي قتال با دشمنان حق آماده ساخت...."4
فساد علني دستگاه حكومت يزيد يزيد كه جواني ناپخته،شهوتران و هوسباز و بيخرد و خوشگذران و فاقد هرگونه صلاحيتي براي اداره امور مسلمين بود،پس از اينكه به قدرت رسيد به صورت علني تظاهر به فسق و فجور مي كرد و مقدسات و احكام اسلامي را به راحتي زيرپا مي گذاشت.به قدرت رسيدن يزيد زمينه را براي قيام امام حسين(ع)فراهم كرد و جاي هيچ گونه ترديد را باقي نگذاشت. براي روشن شدن دلايل و علل قيام امام حسين(ع)مي توان به بيانات و تقريرات آن حضرت در مقاطع مختلف رجوع كرد.
امتناع از بيعت با خليفه فاسق يزيد در نامه اي به وليد بن عتبه فرماندار مدينه از او مي خواهد كه از امام حسين(ع)براي وي بيعت بگيرد و در غير اينصورت سر از بدن حسين(ع) جدا كند.حضرت در پاسخ به خواسته وليد اينگونه با وي سخن مي گويد: "انا اهل بيت النبوه و....و يزيد رجل فاسق شارب الخمر،قاتل النفس المحرمه،معلن بالفسق ليس له هذه المنزله و مثلي لا يبايع مثله و... ما از خاندان نبوت و رسالتيم، خانداني كه خانه آنها محل رفت و آمد فرشتگان است و خداوند به خاطر ما همه چيز را آغاز كرد و همه چيز را پايان مي بخشد. اما يزيد، مردي فاسق و شرابخوار و قاتل است و آشكارا جنايت و گناه مي كند و مثل من با مثل او بيعت نخواهد كرد." 5 امام حسين (ع) در جاي ديگر هنگاميكه مروان از حضرت مي خواهد تا با يزيد بيعت كند، در پاسخ به وي مي فرمايد: "انا لله و انا اليه راجعون و علي الاسلام السلام اذقد بليت الامه براع مثل يزيد و لقد سمعت جدي رسول الله (ص) يقول: الخلافة محرمة علي آل ابي سفيان. ديگر بايد بر اسلام سلام داد (و بايد با آن وداع كرد) زيرا امت دچار زمامداري همانند يزيد گرديده است! و من از جدم رسول خدا (ص) شنيدم كه مي فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفيان حرام است"6
امام معصوم شايسته رهبري جامعه در همين راستا حضرت در مراحل مختلف سفر خود علاوه بر اينكه به ظلم و ستم بني اميه اشاره مي كند، رهبري جامعه را شايسته اهل بيت(ع) مي داند، حضرت در مواجهه با سپاه حر در نزديكي كربلا پس از اقامه نماز عصر خطبه اي به اين مضمون مي خواند: " اي مردم اگر از خدا مي هراسيد و حق را براي صاحب حق مي دانيد كاري كنيد كه هرچه بهتر و بيشتر خشنودي خدا را بدست آوريد و ما آل محمد (ص) شايسته تريم بر امر ولايت (مردم) از عده اي كه مدعي امامت و ولايت بر شما هستند، زيرا آنان جز ستم و دشمني كار ديگري با شما نمي كنند و اگر از امامت ما بر خود كراهت داريد و حق ما را نشناخته و اكنون رأيتان بر خلاف اظهار نامه ها و فرستادگانتان مي باشد من از تصميم خود منصرف مي شوم." 7
البته در اينجا به نظر مي رسد منظور حضرت از انصراف، به واقع منصرف شدن از حركت به سوي كوفه است و نمي توان اينگونه برداشت كرد كه امام (ع) از تصميم خود بر قيام عليه حكومت فاسد يزيد منصرف شده است،زيرا سخنان حضرت درباره لزوم امر به معروف و نهي از منكر و پرداختن به حق، گواهي بر اين مدعاست. امام حسين (ع) در كربلا نيز حقانيت خود و باطل بودن دشمنان را در سخناني تصريح مي كند، آنجا كه خطاب به سپاه ابن زياد مي فرمايد: " چه شده عليه من قيام كرده و دشمنان مرا ياري مي نماييد؟ سوگند به خدا اگر مرا بكشيد، حجت خدا را كشته ايد و بدانيد در ميان جابلقا و جابرسا (در روايت آمده خداوند اين دو شهر را در شرق و غرب عالم خلق نموده است) به جز من پسر پيغمبري كه حجت خدا بر خلقش باشد، وجود ندارد."8
ايستادگي در برابر ظالم حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام در منزلي به نام بيضه خطاب به اصحاب خود و سپاهيان حر،انگيزه قيام خود را لزوم مقابله با حكومت ظالم و جائر مي داند و اظهار مي دارد: "ايها الناس، ان رسول الله (ص) قال : من رأي سلطاناً جائراً مستحلاً لحرم الله، ناكثا لعهد الله، مخالفاً لسنة رسول الله (ص)، يعمل في عباد الله بالاثم و العدوان، فلم يعير (يغير) عليه بفعل و لا قول كان حقاً علي الله ان يدخله مدخله.... ألا و انّ هؤلاء قد لزوموا طاعة الشيطان و تركوا طاعة الرحمن و اظهروا الفساد و عطلو الحدود و استاثروا بالفيء و أحلو حرام الله و حرموا حلاله و انا احق من غير.
اي مردم! رسول خدا (ص) فرمود: هركس (مسلماني) سلطان ستمگري را ببيند كه حرام خدا را حلال شمرده و عهد خدا را مي شكند، خلاف سنت رسول خدا رفتار ميكند و در ميان بندگان خدا به گناه و ستم عمل مي كند، ولي او (شخص مسلمان) سكوت اختيار كند و نه از راه كردار و نه از راه گفتار او(سلطان ستمگر) را سرطنش نكند و در مقام انكار و عيب گويي بر نيايد، بر خداوند است كه او (مسلمان سكوت اختيار كرده) را به كيفر و سزاي همان ستمگر (آتش جهنم) محكوم كند. آگاه باشيد كه اين طائفه ستمگر و حكام جائر بني اميه، پيوسته از شيطان پيروي نموده و طاعت او را بر خو لازم دانستند و اطاعت رحمان را ترك گفتند و زشتي و فساد را ظاهر نمودند و حدود خدا را تعطيل كردند و غنائم و فيء را كه متعلق به همه مسلمين است اختصاص به خود دادند و حرام خدا را حلال شمردند و حلال خدا را حرام شمردند. و من از غير خودم سزاوار ترم (به جلوگيري از اين امور و نهي كردن از آنها و زمام امور مسلمانان را به دست گرفتن، تا به احكام قرآن و سنت رسول الله عمل شود)" 9
نكته مهم خطبه فوق اين مطلب است كه حضرت علاوه بر نهي نمودن و بر حذر داشتن مردم از سكوت در برابر ظلم و ستم (كه محور اصلي خطبه است) براي چندمين بار در سخنان خود به فساد و تباهي حكومت بني اميه و حق امام (ع) بر حاكميت و ولايت مسلمين تأكيد دارد و در حقيقت سه دليل مهم از مجموع دلايل قيام عاشورا در اين خطبه تشريح شده است. امام(ع) از ابتداي حركت از مكه به سوي كوفه همراهان و اصحاب خود را براي جانفشاني آماده ساخته بود، حضرت در سخنراني مشهوري كه پيش از خروج از مكه ايراد مي نمايد، حاضران را از عزم خود مبني بر ايستادگي مقابل ظلم تا پاي جان باخبر مي سازد، امام حسين (ع) مي فرمايد: "......خطّ الموت علي ولد آدم مخط القلاده علي جيد الفتاه و ما أولهني الي اشتياق أسلا في اشتياق يعقوب الي يوسف ..... من كان باذلاً فينا مهجتة و موطناً علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا فاني راحل مصبحاً ان شاء الله مرگ همچون گردن بند بر گردن دختران جوان كشيده و بسته شده است و من به ديدار نياكان خود مشتاقم ، آن چنان اشتياقي كه يعقوب به ديدار يوسف داشت. از قبل براي من قتگاهي انتخاب شده كه بايد به آنجا برسم. گويا مي بينم بند بند بدنم را گرگ هاي بيابان بين نواويس و كربلا از هم جدا مي كنند و شكم هاي گرسنه خود را سير و انبان هاي خالي خود را پر مي نمايند. از آنچه با قلم تقدير و سرنوشت نوشته شده است، گريزي نيست. ما خاندان رسالت به آنچه موجب رضا و خشنودي حق است راضي هستيم. و در برابر امتحانات و بلاهاي او شكيبا و صابريم و خدا پاداش صابرين را به صورت كامل به ما عنايت خواهد كرد. هرگز پاره هاي تن رسول خدا از او جدا نمي گردد، بلكه در بهشت برين و حظيره القدس گرداگرد او جمع مي شوند، و چشم رسول به ديدار آنها روشن مي شود و وعده او بوسيله خاندانش تحقق مي پذيرد. حال هر يك از شما كه آماده جانباري و فدا كردن خون خويش در راه ما است و خود را براي ديدار خداوند آماده كرده است با ما همسفر شود كه من ان شاء الله صبحگاهان حركت خواهم كرد." 10
ذلت وفرمانبرداري فرومايگان ممنوع حضرت در روز عاشورا نيز مسأله ايستادگي در برابر ظالم را بدين شكل بيان مي دارد: " آگاه باشيد زنازاده پسر زنازاده مرا بين دو كار مخير گردانيد: شمشير كشيدن يا خواري چشيدن، و دور باد كه به ذلت تن دهيم كه خدا و رسولش و مؤمنان بر ما نمي پسندند، و دامن هاي پاك و پاكيزه و سرهاي پرحمّيت و جان هاي والايي كه فرمانبرداري فرومايگان را بر كشته شدن با افتخار ترجيح ندهند. بدانيد كه من با اين خانواده ام با اين كه تعداد كمي هستند و ياوري ندارم با شما مي جنگم" 11 و باز هم حضرت پس از شهادت جمعي از ياران خود در ميدان جهاد مي فرمايد:"...خشم الهي بر امتي كه براي كشتن فرزند پيامبر خود متحد و هماهنگ شدند، شدت گرفته است. سوگند به خدا خواسته آنان را نخواهم پذيرفت تا آن هنگام كه به خون خويشتن خضاب كنم و با اين حال خداي خود را ملاقات نمايم." 12 رجزهاي امام(ع) در هنگام نبرد نيز گوياي همين مطلب است، حضرت در اين جايگاه نيز ذلت در برابر ظالمان را بر نمي تابد آنچنانكه فرياد مي زند: "القتل اولي من ركوب العار. كشته شدن از زندگي با ننگ و عار بهتر است."13
اصلاح امور امت اسلام يكي از مهمترين مستنداتي كه مي توان در بررسي اهداف قيام حسين (ع) به آن مراجعه نمود وصيتنامه حضرت است. در روايت آمده كه امام (ع) هنگاميكه مي خواستند از مدينه منوره به سوي مكه حركت كنند، وصيت نامه اي نوشته و آن را به خاتم خود ممهور نمودند و سپس آن را به برادر خود محمد بن حنفيه تسليم كردند، وصيت نامه مذكور چنين است: "بسم الله الرحمن الرحيم، هذا ما أوصي به الحسين بن علي بن ابي طالب الي اخيه محمد المعروف بابن الحنفيه:... اني لم أخرج أشراً و لابطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي محمد صلي الله عليه و آله، أريد أن آمربالمعروف و أنهي عن المنكر و أسير بسيره جدي و سيره أبي علي بن ابي طالب عليه السلام. ...اين وصيت حسين بن علي بن ابي طالب است به برادرش محمد بن حنفيه:...... من خروج (قيام) نكردم از براي هوسراني و نه از براي استكبار و خود خواهي و سركشي، و نه از براي فساد و خرابي و نه از براي ظلم و ستم و بيدادگري! بلكه خروج (قيام) من براي اصلاح امت جدم محمد (ص) مي باشد. من مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر نمايم و به سيره و سنت جدم و آئين و روش پدرم علي بن ابي طالب رفتار كنم. پس هر كه مرا بپذيرد و قبول كند پس خداوند سزاوار تر است به حق و هر كه مرا در اين امر رد كند، پس من صبر و شكيبايي پيشه مي گيرم تا آنكه خداوند ميان من و ميان اين جماعت حكم به حق فرمايد:.."14 آنچنانكه مي بينيم حضرت در اين وصيت نامه هدف خود را از قيام عليه بني اميه امر به معروف و نهي از منكر و پيروي از سيره پيامبر و علي (ع) عنوان مي دارد، ضمن اينكه اصلاح امور امت اسلامي نيز نخستين مبحثي است كه توسط حضرت در اين وصيت نامه مطرح شده است. به نظر مي رسد مي توان گفت اصلاح امور مسلمانان محور اصلي وصيت نامه امام(ع) است، زيرا مي توان امر به معروف، نهي از منكر و عمل به سيره پيامبر و امير المومنين را نيز در گرو اصلاح جامعه دانست.
احياي سنت نبوي و از بين بردن بدعت ها پس از پيامبر اسلام (ص) بدعت هاي بسياري وارد جامعه اسلامي شد و در مقابل بخش قابل توجهي از سنن نبوي به دست فراموشي سپرده شد. امام حسين (ع) علاوه بر اينكه در وصيت نامه خود بر مسأله عمل به سنت پيامبر و علي (ع) تأكيد دارد، محو و نابودي بدعت هاي ايجاد شده را نيز امري ضروري مي داند، آنجا كه پس از ورود به مكه نامه اي به سران قبائل بصره فرستاد و طي آن چنين نوشت: ".... اينك پيك خود را با اين نامه به سوي شما مي فرستم، شما را به كتاب خدا و سنت پيامبر دعوت مي كنم، زيرا در شرايطي قرار گرفته ايم كه سنت پيامبر به كلي از بين رفته و بدعت ها زنده شده است، اگر سخن مرا بشنويد، شما را به راه راست هدايت خواهم كرد." 15 احياي احكام الهي و ياري ستمديدگان از ديگر خطبه هاي چند بعدي امام حسين (ع) در اين خصوص، خطبه اي است كه در لمعات الحسين علامه طهراني (ره) از تحف العقول نقل مي كند. حضرت در اين خطبه علاوه بر اصلاح جامعه (كه به آن پرداخته شد) و احياي سنت پيامبر (ص) چند دليل ديگر را نيز براي قيام خود ذكر مي كند. در اين خطبه چنين آمده است: "اللهم انك تعلم أنه لم يكن ما كان منا تنافساً في سلطان..... و لكن لنري المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك و يأمن المظلومون من عبادك و يعمل بفرائضك و سنتك و احكامك... بار پرودگارا تو مي داني كه آنچه از ما تحققق يافته ( از ميل به قيام و اقدام و امر به معروف و نهي از منكر و نصرت مظلومان وسركوبي ظالمان) به جهت ميل و رغبت رسيدن به سلطنت و قدرت مفاخرت انگيز و مبارات آميز نبوده است. و نه از جهت درخواست زياديهاي اموال و حطام دنيا، بلكه به علت آنست كه نشانه ها و علامت هاي دين تو را ببينم و در بلاد و شهرهاي تو صلاح و اصلاح ظاهر سازيم ،تا اينكه ستمديدگان از بندگانت در امن و امان بسر برند و به واجبات تو و سنت ها و احكام تو رفتار گردد. پس هان اي مردم! اگر شما ما را ياري ندهيد و از در انصاف با ما در نياييد،؛ اين حاكمان جائر و ستمكار بر شما چيره مي گردند و قواي خود را عليه شما بكار مي بندند و در خاموش شدن نور پيغمبرتان مي كوشند...."16
گرايش به حق امام(ع) پس از مواجهه با سپاهيان حر، خطبه اي در ميان اصحاب خود ايراد مي كند كه اهميت بسياري دارد. حضرت مي فرمايد: "انه قد نزل بنا من الامر ما قد ترون... الا ترون الي الحق لا يعمل به و الي الباطل لا يتناهي عنه... فاني لا اري الموت الا سعاده و الحياه مع الظالمين الا برماً اي ياران من! مي بينيد كه چگونه بلا و شدت بر ما وارد گرديده. همانا راه و رسم روزگار وارونه شد و صورت كريه و زشت آن پديدار گرديد، و از نيكويي و معروف چيزي مگر بسيار ناچيز و فريبنده بر جاي نمانده است و بر اين برگشتگي خود ادامه داد، زيستن در اين روزگار سخت ناگوار است. آيا نمي بينيد كه كسي به حق عمل نمي كند و براي باطل انتهايي نيست؟ در چنين وضعي يك مرد خدا بايد طالب مرگ باشد و بدون ترديد لقاي پروردگار خود را آرزو كند و من در اين شرايط مرگ را جز سعادت و زندگي با ستمگران و ناپاكان را جز ذلت و ننگ نمي بينم"17 همانگونه كه مشاهده مي كنيم حضرت در اين سخنراني عمل نكردن به حق و پيشتازي باطل را سخت و ناگوار مي داند. علاوه بر اين همچون ديگر خطب حضرت،در اينجا نيز مسايل ديگري مورد اشاره قرار گرفته كه مقاومت در برابر ستمكاران تا جاي ممكن (كه همان مرگ است) در رأس قرار دارد. در پايان مي توان گفت خطابه ها، تقريرات و روايات نقل شده از امام حسين (ع) در رابطه با قيام عاشورا به اندازه اي است كه مي تواند زمينه ها و انگيزه هاي اين حركت عظيم را روشن كند، گو اينكه ممكن است بسياري ديگر از سخنان حضرت به دليل شرايط خاص آن دوره به دست ما نرسيده باشد. زمينه ها و اهداف قيام عاشورا در كلام امام حسين (ع) محورهاي متعددي همچون لزوم مقابله با ظالمان، احياي سنت پيامبر (ص)و ائمه (ع)، امر به معروف و نهي از منكر، اصلاح امور مسلمين، عمل به حق، فساد دستگاه حكومتي و شخص يزيد بن معاويه را در بر مي گيرد. امام (ع) در برخي خطبه ها چندين دليل و انگيزه را مطرح مي سازد و در برخي روايات نيز محور قيام را بر مسأله اي خاص استوار مي سازد. مسأله مهم ديگري كه مي توان به آن پرداخت،مقوله دعوت مردم كوفه از امام حسين (ع) است. در تاريخ آمده كه اهل كوفه پس از اينكه از بيعت نكردن امام با يزيد و خروج آن حضرت از مدينه مطلع شدند نامه ها و پيك هاي خود را به سوي مكه روانه ساختند، ضمن اينكه حضرت پيش از دريافت دعوت نامه هاي كوفيان حركت انقلابي خود را با امتناع از بيعت و عزيمت به سوي مكه آغاز نمودند و علاوه بر آن وصيت نامه امام حسين (ع) كه حاوي مباحث مهمي از دلايل قيام ايشان است پيش از دعوت كوفيان نوشته شده است. بنابراين عامل دعوت اهل كوفه اهميت كمي داشته و استاد شهيد مطهري نيز در حماسه حسيني بر اين مسأله تأكيد دارد. 18 حضرت همچنين هنگام حركت به سمت مكه، كه خبري از نامه هاي كوفيان نبود، آيه اي از سوره قصص را تلاوت مي كند كه مي تواند از آغاز حركتي انقلابي خبر دهد. حضرت اين آيه را تلاوت مي كند: " فخرج منها خائفاً يترقب قال رب نجني من القوم الضالمين موسي از شهر خارج شد در حالي كه ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه اي، عرض كرد پروردگارا مرا از اين قوم ظالم رهايي بخش."19 شرايط دوران امامت حضرت سيد الشهدا(ع) به شكلي بود كه تمامي زمينه هاي لازم براي قيامي اينچنين مهيا بود و حضرت نيز توانست از اين شرايط بهترين استفاده و نفع را براي اسلام به ارمغان بياورد. آنگونه كه پس از قيام عاشورا، نهضت هاي متعددي شكل گرفت و ديري نپاييد كه حكومت بني اميه نابود شد. مسأله مهم ديگري كه در اين ميان مطرح است و مي تواند مورد توجه قرار گيرد، اين است كه حضرت چندين مرتبه در سخنان خود به حق امام معصوم در اداره جامعه اشاره مي كند و خود را شايسته تر از هر كس بر رهبري امت اسلام مي داند، به واقع بايد گفت شكل گيري حكومت اسلامي با رهبري امام معصوم (ع) مي توانست زمينه ساز بهره مندي بيشتر جامعه اسلامي از نتايج اين قيام باشد،عليرغم اينكه پيامدها و دستاوردهاي اين نهضت خونين در تاريخ اسلام بي نظير است.
پى نوشتها : 1-سيماي پيشوايان در آيينه تاريخ، مهدي پيشوايي، مؤسسه انتشارات دارالعلم، ص 41 2-همان ص 43 و ص44 3-همان ص46 - تحف العقول، ص 237-239، چاپ دفتر انتشارات جامعه مدرسين، قم 4-الارشاد، شيخ مفيد، ترجمه محمد باقر ساعدي خراساني، انتشارات اسلاميه، ص372 5-لهوف، سيد ابن طاووس، ترجمه عليرضا رجايي تهراني، انتشارات نبوغ ص42 6-همان ص44 7-الارشاد،ص428 8-همان، ص369 9-لمعات الحسين (ع)، علامه سيد محمد حسين حسيني طهراني،انتشارات علامه طباطبايي، مشهد مقدس، ص54 و نفس المهموم، محدث قمي (ره)، ص115 10-لهوف،ص88 11-همان، ص135 12-همان، ص139 13-همان، ص 161 14-لمعات الحسين، ص16، نفس المهموم ،محدث قمي، ص 45،مقتل الحسين خوارزمي ج1 ، ص188 15-سيماي پيشوايان در آيينه تاريخ ص55، مقتل الحسين، ابو مخنف، تحقيق حسن غفاري، قم، ص17 16-لمعات الحسين ص13، تحف العقول، ص239 17-لهوف، ص108، نفس المهموم، محدث قمي ص116 18-رجوع كنيد به حماسه حسيني، استاد شهيد مطهري، جلد سوم 19-سوره قصص، آيه 21، الارشاد ص377
منبع: خبرگزاري فارس
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
سیاسی،
معصومین،
دین و اندیشه،
خداشناسی ،
زندگینامه امامان،
،
:: برچسبها:
قیام عاشورا,
امام حسین(ع),
اهداف و زمينه هاي قيام عاشورا در كلام امام حسين(ع),
امام معصوم شايسته رهبري جامعه,
فساد علني دستگاه حكومت يزيد,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
مسجد حجت,
مسجد حجت ابن الحسن,
,
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد

:: موضوعات مرتبط:
سیاسی،
،
:: برچسبها:
حاج محمد علی سعادتمند,
مدیر محله سلسبیل جنوبی,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : سه شنبه 24 شهريور 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد

شرح مناسبت:
حضرت امام جعفر صادق(ع) پيشواي ششم مسلمانان، در اين روز به دست خليفه ي عباسي، منصور دوانيقي مسموم و در مدينه به شهادت رسيد. امام صادق(ع) به شيخ الائمه نيز معروف است زيرا عمر ايشان از تمامي ائمه اطهار(ع) طولاني تر است. حضرت را در قبرستان بقيع در كنار پدر، جدّ و امام حسن مجتبي(ع) دفن كردند.
آن امام به هنگام شهادت شصت و پنج سال داشته و مدت سي و چهار سال از امامت حضرتش مي گذشت.
در ميان امامان معصوم(ع)، براي هيچ كدام همانند امام صادق(ع) فرصت و شرايط مساعدي پيش نيامد تا بتوانند در سطح وسيع به انقلاب فرهنگي بپردازند و با تشريح فرهنگ غني و پُرمايه ي اسلام، بر گسترش اين دين آسماني بيفزايند. ولي براي امام صادق(ع) اين فرصت، در گير و دار كشمكش ها و رودرويى بني اميه و بني عباس و جنگ قدرت به دست آمد. آن بزرگمرد علم و عمل از اين فرصت استفاده ي كامل كرد و اسلام و فقهِ آن را از ديدگاه ائمه ي اهل بيت(ع) معرفي نمود و با تربيت شاگردان بسيار و برجسته، حيات تازه اي به اسلام و مسلمين بخشيد و فرهنگ ناب تشيّع را كه از متن اسلام محمدي و علوي نشأت گرفته بود به جهانيان عرصه كرد. امام صادق(ع) به عنوان رييس مذهب جعفري حوزه ي علميه ي اسلامي در سطح عميق و وسيع تشكيل داده و علوم اسلامي را تدريس مي نمود. در اين حوزه، چهار هزار نفر به فراگيري علوم آل محمد(ص) مي پرداخته و حضرت در اين زمان، اسلام اصيل را از زير حجاب تيره و تار اسلام بني اميه و بني عباس آشكار ساخت.
منبع : برنامه روزشمار تاريخ ازمركز پژوهشهاي صدا و سيما
آیات و روایات متناسب :
شهادت امام صادق عليه السلام
امام كاظم عليه السلام :
كانَ يُعرَفُ مَوضِعُ سُجُودِ أبي عَبدِاللَّهِ بِطيبِ رِيحِهِ
سجده گاه امام صادق عليه السلام از بوي خوش آن شناخته مي شد
الكافي ، ج 6 ، ص 511 .
مالك بن أنس (فقيه المدينة) :
كانَ الصادقُ عليه السلام رَجُلاً لايَخلُو مِن إحدي ثَلاثِ خِصالٍ : إمّا صائماً و إمّا قائماً و إمّا ذاكِراً و . . . طَيِّبُ المُجالَسَةِ ، كَثيرَ الفَوائدِ
امام صادق عليه السلام هميشه در يكي از سه حالت بود : يا روزه دار بود يا در حال نماز و يا ذكر مي گفت . . . مجلسش نيكو و نفعش فراوان بود
بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 16 .
سخنان برگزيده
امام صادق عليه السلام :
الغِيبَةُ أن تَقولَ في أخيكَ ما سَتَرهُ اللَّهُ عَلَيهِ
غيبت آن است كه درباره برادرت چيزي بگويي كه خداوند آن را پنهان كرده است
ميزان الحكمه ، ح 15510 .
امام صادق عليه السلام :
لايَتِمُّ المَعروفُ إلاّ بِثَلاثٍ : تَعجيلِهِ و تَصغيرِهِ و تَستيرِهِ
كار نيك تمام نمي شود مگر به سه چيز : شتاب در انجام دادن ، كوچك شمردن و پنهان داشتن آن
خصائص الائمه ، ص 100 .
امام صادق عليه السلام :
أروَحُ الرُّوحِ اليَأسُ عَنِ النّاسِ
خوش ترين آسايش ، نوميدي از مردم است
مشكاة الأنوار ، ص 324 .
امام صادق عليه السلام :
صِلَةُ الرَّحِمِ تُهَوِّنُ الحِسابَ يَومَ القيامَةِ
صله رحم حساب را در روز قيامت آسان مي كند
بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 210 .
امام صادق عليه السلام :
مَن يَثِقَ بِاللَّهِ يَكفِهِ ما أهَمَّهُ مِن أمرِ دُنياهُ و آخِرَتِهِ
هر كه به خدا اعتماد كند ، خداوند كارهاي دنيا و آخرتش را ، كه او را بي قرار كرده اند، كفايت مي كند
تحف العقول ، ص 304 .
امام صادق عليه السلام :
إعمَلِ اليَومَ فِي الدُّنيا بِما تَرجُو بِهِ الفَوزَ فِي الآخِرَةِ
امروز در دنيا كاري كن كه به وسيله آن اميد رستگاري در آخرت داري
تحف العقول ، ص 306 .
امام صادق عليه السلام :
مَن عَيَّرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم يَمُت حَتّي يَرتَكِبَهُ
هر كس مؤمني را بر انجام دادن گناهي سرزنش كند ، نمي ميرد تا آن كه خود آن گناه را مرتكب شود
الكافي ، ج 2 ، ص 356 .
امام صادق عليه السلام :
ضَمِنتُ لِمَنِ اقتَصَدَ أن لايَفتَقِرَ
من ضمانت مي كنم كه هر كه ميانه روي پيشه كند ، فقير نشود
الخصال ، ص 9 .
امام صادق عليه السلام :
إعرِفُوا مَنازِلَ النّاسِ عَلي قَدرِ رِوايَتِهِم عَنّا
منزلت مردم را به اندازه نقل حديث شان از ما بشناسيد
الكافي ، ج 1 ، ص 50 .
امام صادق عليه السلام :
بَرُّوا آبائكُم يَبَرَّكُم أبنائُكُم
به پدرانتان نيكي كنيد تا فرزندانتان به شما نيكي كنند
تحف العقول ، ص 359 .
:: برچسبها:
شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع) پيشواي ششم مسلمانان(148 ق),
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : یک شنبه 17 مرداد 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
14 مرداد سالروز نهضت مشروطیت
زنان، ضمن همراهی با مردان در آوردن علما به مسجد برای سخنرانی، گاهی مسئولیت حفظ جان آنها را هم بر عهده میگرفتند. حتی زنانی چون همسر حیدرخان تبریزی، با چماقهایی که زیر چادر پنهان میکردند میکوشیدند مانع هرگونه اغتشاشی هنگام سخنرانی شوند.
جنبش اجتماعی زنان اسلامخواه معاصر ایران تحتتأثیر سلطۀ شاهان (فاسقالعمل، نه چندان متمایل به دین و دینداری) و همچنین روشنفکران و فمینیستهای غربزده، زیر گرد و غبار تاریخنگاری طاغوتی و استعماری رنگ و جلای خود را از دست داد و به قدری در ورطۀ اهمال و اجمال افتاد که اکنون به موضوعی تازه و جذاب برای پژوهشهای تاریخی تبدیل شده است.نوشتار زیر به بررسی جنبش زنان معاصر ایران در دوره قبل و پس از مشروطه دستزده است....مراجعه به ادامه مطلب

:: برچسبها:
14 مرداد سالروز نهضت مشروطیت,
نهضت مشروطیت,
حمید داودی راد,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
نهضت مشروطیت,
:: ادامه مطلب
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : یک شنبه 12 مرداد 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد

برگزاری کرسی تلاوت نور (قرآن کریم)
در مسجد حجت ابن الحسن(عج) یک شب در هفته با حضور قاری ممتاز کشوری
جناب آقای توحیدی با شرح و تفسیر توسط حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا شیوایی

:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
سیاسی،
احکام،
،
:: برچسبها:
برگزاری کرسی تلاوت نور(قرآن کریم),
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : سه شنبه 1 ارديبهشت 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد

:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
،
:: برچسبها:
شهادت استاد مطهری و روز معلم گرامی باد,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : سه شنبه 10 ارديبهشت 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد

شهادت دهمین ستاره ی آسمان امامت و ولایت را به پیشگاه فرزند بزرگوارش، حضرت بقیه الله مهدی صاحب الزمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)، تعزیت و تسلیت عرض می نمایم .
|
حضرت امام علی النقی الهادی (علیه السلام)، دهمین امام شیعیان، در روز 3 ماه رجب سال 254 ه. ق. در سن 41 سالگی به شهادت رسید (1) .
حضرت امام علی النقی الهادی (علیه السلام)، فرزند حضرت امام محمّد التقی الجواد (علیه السلام) در 15 ذی الحجه ی سال 212 ه. ق. در «مدینه النّبی (ص)» در محله ی «صریا» به دنیا آمد، پدرش او را به نام جدّش، حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و نیای بزرگوارش حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، «علی» نام نهاد و کُنیه اش را «ابوالحسن» نامید، که به «ابوالحسن ثالث» مشهور گردید .
القاب با مسمای حضرتش، از سیما و سیرت بزرگوار و مطهرش حکایت می کنند، که برخی از آن القاب، عبارتند از : «نجیب»، «مرتضی»، «هادی»، «نقی»، «عالِم»، «فقیه»، «اَمین»، «مؤتمن»، «طیّب»، ...
مشهورترین لقب آن حضرت «هادی» و «نقی» است .
حضرت امام علی النقی الهادی (علیه السلام) در سال 239 ه. ق.، به شهر «سامراء» هجرت، و در محلّه ی «عسگر»، اقامت نمود، به دلیل اینکه، آن جناب و فرزند بزرگوارش حضرت امام حسن عسگری (علیه السلام) در سامرّا سُکنی فرمودند در محله ای به نام «عسکر»، از این جهت به آن دو بزرگوار «عسکری» می گفتند .
والدة معظمه جلیله اش، سمّانه «مغربیه» است، معروف است به «سیده» . در «جنّات الخلود» است که آن مخدّره همیشه روزة سنتی داشت، در زهد و تقوا مثل و مانند نداشت . در دُرّالنّظیم است که کنیة آن مخدّره «اُم الفضل» بوده است .
در محرم سال 220 ه. ق.، «معتصم»، حضرت امام محمّد التقی الجواد (علیه السلام) را فراخواند، و ایشان را به شهادت رساند، بنابراین، حضرت امام علی النقی الهادی (علیه السلام) در سن 8 سالگی به امامت رسید .
دوران زندگی حضرت امام علی النقی الهادی (علیه السلام) با خلافت به ناحق «مأمون عباسی»، «معتصم»، «واثق»، «متوکل»، «منتصر»، «مستعین»، «معتز»؛ و آخرالامر «معتز» آن حضرت را با زهر، شهید کرد .
ایّام روزه ی مستحّبی
«شیخ طوسی» و دیگران روایت کرده اند از «اسحاق بن عبدالله علوی عریضی» که گفت : اختلاف شد ما بین پدرم و عموهایم در میان چهار روزی که مستحّب است روزه گرفتن آن در سال، پس سوار شدند و رفتند خدمت حضرت امام علی النقی الهادی (علیه السلام) و در آن هنگام آن حضرت در «صریا» مقیم بود، پیش از آنکه به «سُرَّ مَن رَأی» (سامرّا) برود .
پس از آنکه ایشان خدمت آن جناب رسیدند، آن حضرت فرمود : آمده اید که از من سئوال کنید از ایّامی که در سال روزه اش مستحب است .
گفتند : بلی ! ما نیامدیم مگر برای تعیین این مطلب .
حضرت امام علی النقی الهادی (علیه السلام) فرمود : آن چهار روز، یکی «هفدهم ربیع الاول» است و آن روزی است که حضرت محمّد مصطفی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) در آن روز متولد شده است، و دیگر روز «بیست و هفتم رجب» است، و آن روزی است که حضرت محمّد مصطفی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) مبعوث شده است در آن روز، و سیّم (سوم)، روز «بیست و پنجم ذی القعده» است، و آن روزی است که در آن روز زمین پهن شده است، «دحوالارض»، و چهارم، روز «هیجدهم ذی الحجّه» است و آن روز عید غدیر خم است، روزی که حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از طرف خداوند به امامت و ولایت اُمت اسلام، برگزیده شد .
غروب خورشیدِ ولایت و امامت
مدّت عمرِ مبارکِ حضرت امام علی النقی الهادی (علیه السلام)، 41 سال و چند ماه بود، حدود 13 سال و 4 ماه را در «مدینه النّبی (ص)» اقامت فرمود و مابقی ایام امامت خویش را به اجبارِ «متوکل» در «سامراء» بود . حاکمان عباسی، از اذیت و آزار حضرتش دریغ نکردند، تا اینکه «معتز»، آن حضرت را به شهادت رساند .
حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)، فرزند بزرگوار حضرت امام علی النقی الهادی (علیه السلام)، ایشان را غسل و کفن انجام داد، و نماز برآن حضرت خواند، و ایشان را در منزل خود، در مکانِ فعلیِ حرم مطهر دفن نمود .
پی نویس
1- توضیح المقاصد، ص 16 / فیض العلام، ص 297 / مسارالشیعه، ص 34 / قلائد النحور، ج رجب، ص 22 / بحارالانوار، ج 50، ص 117 الی 192 / بحارالانوار، ج 99، ص 596 / مصباح کفعمی، ج 2، ص 5899 / مصباح المنتهجد، ص 741
تهیه و تنظیم ... خ شهرابی
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
،
:: برچسبها:
شهادت دهمین ستاره ی آسمان امامت و ولایت تسلیت باد,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
شهادت امام هادی علیه السلام,
,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : سه شنبه 1 ارديبهشت 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
اطلاعيه برنامه گراميداشت دهه مبارك فجر

به گزارش تبليغات مسجد حجت ابن الحسن(عج) خيابان رودكي تهران، حجت الاسلام شيخ حميد شيوايي امام جماعت محترم مسجد در آستانه فرا رسيدن سي و ششمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران صبح جمعه در گفتگو با مدير سايت مسجد اظهار داشتند: برگزاري آئين گراميداشت دهه مبارك فجر بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد حجت ابن الحسن (عج)، هر شب از 12 بهمن تا 22 بهمن برگزار ميشود.
وي به بخش ديگري از برنامه هاي ايام الله دهه فجر نیز اشاره داشتند و افزود: نور افشاني در شب 12 و 22 بهمن و ايستگاه صلواتي و پذيراي با شربت و شيريني و سهيم نمودن مردم محله و كسبه بازار سلسبيل و خيابان رودكي تهران در اين اياد عزيز.
همچنين ايشان از كليه نمازگزاران مسجد ، بسيجيان و هم محلي هاي محترم در خيابان رودكي و منطقه 10 تهران دعوت نمودن تا با حضور پر شور خود در راهپيمايي يوم الله ۲۲ بهمن امسال ساعت ۱۰:۳۰ صبح كه از مسجد آغاز و تا ميدان آزادي ادامه خواهد داشت شركت نمايند
ايشان دهه فجر را مظهر شكوه، عظمت، اقتدار و فداكاري ملت مسلمان ايران دانست و گفت: عزت اسلام و مسلمين در اين دهه به دست ملت شجاع ايران پايه گذاري شد و با كياست، هدايت و مديريت رهبري ادامه يافت و جشن هاي اين دهه مبارك را با استمداد از ارواح طيبه شهدا برگزار مي كنيم.

حميد داودي راد
تبليغات مسجد حجت ابن الحسن(عج)
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
سیاسی،
،
:: برچسبها:
اطلاعيه گراميداشت دهه مبارك فجر در مسجد,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حميد داودي راد,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : شنبه 11 بهمن 1393
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
17ربیع الاول ولادت پیامبر اکرم(ص) ، امام صادق (ع) و هفته وحدت گرامي باد

عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

در طول تاريخ بشريت، كم تر انسانى وجود دارد كه مانند پيامبراسلام تمام خصوصيات زندگى اش به طور واضح و روشن بيان و ثبتشدهباشد.
خداوند متعال در قرآن كريم كتابى كه خود حافظ اوست (1) و بدونهيچ تغييرى تا قيامتباقى استبا زيباترين عبارات و كاملترينبيانات، آن حضرت را معرفى نموده و با عالىترين صفات ستوده است.
خداوند متعال مىفرمايد: «انك لعلى خلق عظيم»; (2) اى پيامبر!
تو بر اخلاقى عظيم استوار هستى.
نيز مىفرمايد: «محمد رسولالله و الذين معه اشداو على الكفاررحماء بينهم. » (3) محمد(ص) فرستاده خداست و كسانى كه با اوهستند در برابر كفار سر سخت و در ميان خود مهربانند.
محققان، تاريخ نويسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرتمحمد(ص) سخن گفتهاند.
اما ائمه عليهم السلام با نگاهى ژرف و دقيق سيماى آن شخصيتبىنظير و در يكتاى عالم خلقت را به تماشا نشسته، به معرفى زندگى،مبارزات و آموزههاى آن حضرت پرداختند.
در اين نوشتار بر آنيم تا گوشه هايى از زندگى و شخصيتحضرتمحمد(ص) را از نگاه امام صادق(ع) به تماشا بنشينيم.
تولد نور
امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پيامبر اكرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفريد (4) نيز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از اين كه آسمانها، زمين، عرش و دريا راخلق كنم. نور تو و على را آفريدم...». (5)
ثقهالاسلام كلينى(ره) مىنويسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادتحضرت رسول اكرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پيامبر)بود. يكى از آن دو به ديگرى گفت: آيا مىبينى آنچه را منمىبينم؟
ديگرى گفت: چه مىبينى؟ او گفت: اين نور ساطع كه ما بين مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همين حال، ابوطالب(ع) وارد شد و بهآنها گفت:
چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مىخواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:
از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى اين نوزاد، خواهد بود

امت اسلام درهفدهم ربيع الاول، يكصد و سي و ششمين سالگرد ولايت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله را جشن گرفته بودند . در همين زمان درخانه رسالت موجي از سرور و شادي جريان داشت: اين خانه چشم به راه آمدن كرامت و افتخاري بود تا او را چون گوهري در برگيرد . در آن شب و در آن فضاي مبارك، امام صادق عليه السلام چشم به جهان گشود. او شراره درخشاني بود كه آسمان سخاوت ، او را به زمينيان بخشيده بود تا از پرتو آن نور گيرند و در زير درخشش تابناكش راه خود را به سوي خير و نيكي و صفا باز يابند. جعفربن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب عليهم السلام، ششمين امام شيعيان است. كنيه ايشان "ابوعبدالله" و لقب مشهورشان "صادق" است. القاب ديگر ايشان عبارتند از : صابر، طاهر و فاضل. اما چون فقيهان و محدثان معاصر ايشان كه شيعه امام هم نبوده اند، حضرت را به درستي حديث و راستگويي در نقل روايت، بدين لقب ستوده اند، لقب " صادق" شهرت يافته است.(1) از آغاز ولادت تا هنگام شهادت اين امام بزرگوار، ده تن از امويان و دو تن از عباسيان بر حوزه اسلامي حكومت داشتند. آغاز امامت ايشان با حكومت هشام پسر عبدالمك و پايان آن، با دوازدهمين سال از حكومت ابوجعفر منصور مشهور به دوانيقي مصادف بود.
منصور دوانيقى در نامه اى به جعفر بن محمّد عليه السلام نوشت : چرا شما مثل ساير مردم نزد ما رفت و آمد نمى كنيد؟ در پاسخ نوشت : نه ما كارى كرده ايم كه به خاطر آن از تو بيم داشته باشيم و نه تو از امور آخرت چيزى دارى كه به آن اميد نزد تو آمد و رفت كنيم و نه در نعمتى هستى كه به تو گوارا باد بگوييم و نه مصيبتى را مى بينيم كه تو را تسليت بدهيم پس نزد تو بياييم چه كنيم

تبليغات مسجد حجت ابن الحسن(عج)
جهت شفاء بيماران صلوات
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
معصومین،
،
:: برچسبها:
17ربیع الاول ولادت پیامبر اکرم(ص) ,
امام صادق (ع) و هفته وحدت گرامي باد,
هفته وحدت,
ميلاد نبي اكرم(ص),
ميلاد امام صادق (ع),
حميد داودي راد,
خدا,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : چهار شنبه 20 آذر 1395
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
برگزاری نماز جماعت ظهر عاشورا در خیابان رودکی محرم سال 1393 به امامت حجت الاسلام و المسلمین شیخ حمید شیوائی مسجد حجت ابن الحسن (عج)



تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن (عج)
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
،
:: برچسبها:
نماز ظهر عاشورای 93,
برگزاری نماز ظهر عاشورا,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : پنج شنبه 15 آبان 1393
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
فرارسیدن نیمه شعبان مبارک

امام جماعت و نمازگزاران مسجد حجت ابن الحسن(عج) فرارسیدن نیمه شعبان و زادروز منجی عالم بشریت حضرت مهدی (ع) را به تمامی عاشقان و منتظران آن حضرت تبریک می گوید.

ضمنا مراسم سخنرانی و مدیحه سرایی در مسجد برگزار و به مانند هر ساله مراسم نورافشانی و ایستگاه صلواتی مسجد برقرار می باشد.
تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن (عج)
:: برچسبها:
فرارسیدن نیمه شعبان مبارک,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : پنج شنبه 7 خرداد 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
۱۴ خرداد ارتحال جانسوز حضرت امام خميني(ره) (۱۳۶۸ش)

آیات و روایات متناسب :
ارتحال جانسوز حضرت "امام خميني(ره)" بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي ايران
پيامبرصلي الله عليه وآله :
العُلَماءُ اُمَنَاءُ اللَّهِ عَلي خَلقِهِ
عالمان ، امينان خدا بر آفريدههاي اويند
ميزان الحكمه ، ص ۱۳۹۲۱ .
پيامبرصلي الله عليه وآله :
إنَّ مِدادَ العُلماءِ فِي المِيزانِ أثقَلُ مِن دَمِ الشُّهداءِ و أكثَرُ ثَواباً يَومَ القِيامَةِ
در روز قيامت، مداد عالمان در ترازو از خون شهيدان سنگينتر ، و پاداشش بيشتر است
الفردوس ، ج ۵ ، ص ۴۸۶ .
پيامبرصلي الله عليه وآله :
النَّظَرُ في وَجهِ العالِمِ حُبًّا لَهُ عِبادَةٌ
نگريستنِ به چهره عالم ، از سَرِ مهر ، عبادت است
النوادر ، ص ۱۱۰ .
امام عليعليه السلام :
العُلَماءُ أطهَرُ النّاسِ أخلاقاً و أقلُّهُم فِي المَطامِعِ أعراقاً
دانشمندان پاكترين مردم در خُلق و خوي و كم طمعترين آنان در خلقت و طبيعتاند
غررالحكم و دررالكلم ، ح ۲۱۰۸ .
امام عليعليه السلام :
إذا ماتَ العالِمُ ثُلِمَ فِي الإسلامِ ثُلمَةٌ لايَسُدُّها شَيءٌ إلي يَومِ القِيامَةِ
با مرگ هر دانشمند ، چنان رخنهاي در اسلام پديد ميآيد كه تا روز قيامت هيچ چيز آن را فرو نميپوشد
المحاسن ، ج ۱ ، ص ۳۶۴ .
شرح مناسبت:
حضرت امام خميني(ره) در زادروز حضرت زهرا(س) در ۲۰ جماديالثاني ۱۳۲۰ ق برابر با اول مهر ۱۲۸۱ ش در خمين به دنيا آمدند. هنوز پنج ماه از تولد اين عزيز نگذشته بود كه پدرشان، سيدمصطفي، از علماي آن ديار به دست خوانين منطقه به شهادت رسيد. آن حضرت تحت تكفُّل مادر، عمه و برادر بزرگ خود، پس از تحصيل مقدمات در خمين راهي اراك گرديد و از محضر حاج شيخ عبدالكريم حائري استفاده برد. با مهاجرت استاد به قم، حضرت امام نيز به قم رفتند و به تكميل تحصيلات خود پرداختند. پس از ارتحال آيتاللَّه بروجردي، زندگي سياسي امام، وارد مرحله جديدي شده و حوادث آينده، ايشان را به دشمن شماره يك رژيم پهلوي تبديل كرد. سخنرانيهاي پرشور و افشاگريهاي كوبنده ايشان، رژيم را رسوا مينمود تا اين كه در اعتراض به تصويب لايحه كاپيتولاسيون، سخنراني شديداللحني عليه رژيم ايراد فرمود و چند روز بعد از آن در آبان ۱۳۴۳ به تركيه و سپس عراق تبعيد شدند. اين تبعيد بيش از ۱۴ سال به طول انجاميد. امام كه از خارج از كشور حوادث ايران را تعقيب مينمودند و انقلاب را هدايت ميكردند، بر اثر پايداري مردم، سرانجام در ۱۲ بهمن سال ۵۷ وارد ايران شده و پس از چند روز، به رهبري ايشان، نظام شاهنشاهي ساقط شد. حوادث سالهاي پس از انقلاب اسلامي تا رحلت معظمله، فصل پرشوري در تاريخ حماسي جمهوري اسلامي ايران را تشكيل ميدهد. سرانجام رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، پس از سالها مبارزه در راه حق و متجلي ساختن اسلام حقيقي در ميان جوامع اسلامي و بشري و ستيز دائم با كفر و استكبار جهاني، در شامگاه روز سيزدهم خرداد سال ۱۳۶۸ش به ملكوت اعلي پيوست و جهان اسلام در ماتم بزرگترين، شجاعترين و آگاهترين مرجع و رهبر اسلامي، به سوگ نشست. خبر رحلت اين قائد عظيم الشأن در بامداد روز ۱۴ خردادماه ۱۳۶۸ اعلام شد و قلب مالامال از عشق مردم به آن حضرت را به ماتمي جانكاه فرو برد.
منبع : برنامه روزشمار تاريخ ازمركز پژوهشهاي صدا و سيما
تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن(عج)
:: موضوعات مرتبط:
شهدای مسجد،
مذهبی،
سیاسی،
،
:: برچسبها:
سالروز ارتحال امام خمینی(ره) تسلیت باد,
ارتحال امام خمینی,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : پنج شنبه 12 خرداد 1395
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
سالروز ولادت امام حسن عسكري عليه السلام

سالروز ولادت با سعادت امام يازدهم حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) را به تمامى شيعيان جهان تبريك عرض نموده، اميدواريم خداوند متعال توفيق پيروى آن امام همام را به همه ما عنايت فرموده ودر فرج فرزند بزرگوارش حضرت مهدى (عليه السلام) تعجيل فرمايد حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) در سال 232 هجرى قمرى در روز هشتم ماه ربيع الثانى در شهر مدينه به دنيا آمد، پدر آن حضرت امام بزرگوار حضرت هادى، ومادرش خانمى به نام حديثه بود. نام ايشان حسن، وكنيه آن بزرگوار ابو محمّد واز القاب ايشان زكى و عسكرى است. آنچه از صفات بزرگ وفضائل كه لازمه امامت است در آن حضرت جمع بود، يعنى: در علم، وزهد، كامل بودن در عقل وخرد، عصمت، شجاعت، كرم وبزرگوارى از تمام مردم زمان خود برتر بود، وعلاوه بر نصوص كه از پيامبر(صلى الله عليه وآله) وامامان گذشته در باره امامت آن حضرت وارد شده بود، حضرت امام هادى (عليه السلام) يعنى پدر بزرگوارشان نيز تصريح به امامت آن جناب فرمودند، ودر روايتى كه مرحوم شيخ مفيد (رحمه الله) در كتاب گرانقدر ارشاد نقل كرده است، حضرت امام هادى (عليه السلام) چهار ماه قبل از شهادت امام عسكرى (عليه السلام) را وصىّ خود قرارداد، وبه امامت آن حضرت تصريح كرده وگروهى از دوستان و شيعيان را بر اين امر گواه گرفت. آن حضرت در ميان مردم وبزرگان وحتّى افراد مخالف از احترام خاصى برخوردار بود، به حدّى كه حتى ناخواسته آن حضرت را احترام مى كردند. در اينجا به همين مناسبت وبراى آنكه فضل آن بزرگوار براى خواننده عزيز معلوم شود، داستانى را كه مرحوم شيخ مفيد (رحمه الله)در كتاب ارشاد نقل كرده است مى آوريم. مرحوم شيخ مفيد (رحمه الله) از ابن قولويه نقل كرده است كه: احمد بن عبيدالله بن خاقان متصدى املاك وخراج شهر قم بود كه از طرف بنى عباس به اين كار گماشته شده بود، پس روزى نام علويان و مذهب آنان، در مجلس او برده شد و او مردى بود كه با اهل بيت دشمنى بسيار داشت. در عين حال گفت: من مردى از علويان مانند حسن بن على «حضرت امام عسكرى» در وقار وآرامش وعفّت وپاكدامنى وبزرگوارى در نزد خاندان خود نديده ونشناخته ام، به طورى كه همه فاميل او را بر سالمندان وبرزگان خود مقدّم مى داشتند، همچنين همه سران لشگر ووزراء وعموم مردم او را بر سايرين مقدم داشته احترام مى كردند. روزى پدرم براى ديدار با مردم نشسته بود، ومن بالاى سر او ايستاده بودم، ناگاه در بانان آمده وگفتند: ابو محمّد ابن الرضا بر در خانه است، پدرم به آواز بلند گفت: اجازه اش دهيد تا وارد شود. من از آنچه از ايشان شنيدم واز جرأت آنان كه نام مردى را در حضور پدرم با كنيه نام بردند متعجب شدم، با آنكه جز خليفه يا وليعهد، يا كسى را كه سلطان دستور داده بود نزد پدرم، با كنيه نام نمى بردند. پس ديدم مردى گندمگون، خوش اندام، خوش صورت، جوان، باجلالت و هيبتى نيكو وارد شد. چون چشم پدرم به او افتاد، از جا برخاست وچند قدم به سوى او رفت، ومن به ياد ندارم با هيچ يك از بنى هاشم و افسران و برزگان چنين رفتارى كرده باشد، چون به او نزديك شد او را در آغوش كشيده صورت وسينه او را بوسيد، و دست او را گرفته بر مسند خود كه روى آن مى نشست نشانيد، و در كنار او نشسته رو به او كرد وبا او به گفتگو پرداخت. در ضمن سخنان به آن حضرت مى گفت: قربانت شوم، فدايت شوم، ومن همچنان از آنچه مى ديدم در تعجب بودم، در اين هنگام دربانان آمدند، وخبر از ورود «موفق» برادر خليفه دادند، امّا پدرم همچنان سر گرم گفتگو با امام عسكرى (عليه السلام) بود اعتنايى به آنچه دربانان گفته بودند نكرد، تا زمانى كه غلامان ونوكران برادر خليفه آمدند، پدرم در اين حال آن حضرت را بااحترام وعزت هر چه تمام تر بدرقه كرد، وبه طورى كه موفّق آن حضرت را نبيند او را در آغوش كشيده وبا آن حضرت خداحافظى كرده وآن بزرگوار رفتند. من كه همچنان متعجب بودم به نوكران گفتم: واى بر شما اين چه كسى بود كه شما وپدرم او را اين چنين احترام نموديد؟ گفتند: اين شخص مردى علوى است به نام حسن بن على ومعروف به ابن الرضا، من همچنان در تعجب بودم تا آنكه شب شد، ورسم پدرم آن بود كه شبها بعد از نماز گزارش كارهاى روزانه را تنظيم مى كرد، چون نماز را خواند در برابر او نشستم، گفت: اى احمد كارى دارى؟ گفتم: آرى، اگر اجازه دهى پرسش كنم، گفت: اجازه ات دادم، گفتم: پدر جان اين مردى كه امروز به اينجا آمد وتو به او مى گفتى: پدر ومادرم فداى تو، وآنچنان او را احترام كردى كه بود؟ گفت: پسر جان اين امام وپيشواى رافضيان حسن بن على معروف به ابن الرضا است، سپس كمى سكوت كرده ومن نيز ساكت بودم، آنگاه گفت: پسر جان! اگر خلافت و زمامدارى از خاندان بنى العباس بيرون رود، هيچ كس از بنى هاشم غير او شايسته خلافت نيست، واين به خاطر برترى وفضل وپاكدامنى وپارسايى وزهد وعبادت وخوش خلقى وشايستگى اوست، واگر پدرش را ديده بودى مردى بود خردمند وهوشيار ودانشمند. احمد مى گويد: من كه اين سخنان را از پدرم شنيدم وآن رفتار را باامام عسكرى (عليه السلام) از او ديدم دچار حيرت وخشم وسرگردانى شدم، بعد از آن تصميم گرفتم كه خود در اين باره تحقيق كنم، به دنبال اين تصميم از افراد مختلف راجع به او پرسيدم، از هيچ يك از بنى هاشم، وسركردگان ونويسندگان وقاضيان وفقهاء وديگر مردم نپرسيدم جز آنكه همه به فضل وكمال او اعتراف كرده او را مردى محترم شمردند، از اين رو مقام وشخصيت او در نظرم بزرگ شد، زيرا ديدم دوست ودشمن او را به نيكى ياد كرده تمجيد وستايش مى كنند. آن بزرگوار همانند پدران گرامى خويش از چنان اخلاق ورفتار والائى برخوردار بود كه دشمنان نيز تحت تأثير اخلاقش قرار مى گرفتند، به عنوان مثال آن حضرت را به زندانبانى به نام على بن اوتاش سپردند، اين شخص به شدّت باخاندان پيامبر دشمنى مىوزريد، وبا آل ابى طالب با شدت وخشونت رفتار مى كرد، وقتى آن حضرت را به زندان او فرستاند به او گفتند: با او چنين وچار رفتار كن، بيش از يك روز نگذشته بود كه آنچنان در مقابل امام (عليه السلام)تواضع مى كرد كه گونه بر خاك مى گذشت، وسر بزير انداخته به آن بزرگوار نگاه نمى كرد، وهنگامى كه آن حضرت از زندان او بيرون رفت اين شخص از بهترين شيعيان شده بود، واين بواسطه جلالت ومهابت واخلاق امام عسكرى (عليه السلام) بود. آن حضرت همانند پدران بزرگوارش داراى كرامات ومعجزايى نيز بوده اند كه مورخان نقل كرده اند وما در اينجا فقط به ذكر دو مورد مى پردازيم. اول: شخصى مى گويد: سر راه امام عسكرى (عليه السلام) نشستم، وقتى آن حضرت رسيد از تنگدستى خويش به آن بزرگوار شكايت كردم وقسم خوردم كه نه درهم ودينارى دارم ونه غذاى صبح وشام، آن حضرت فرمود: آيا به دروغ سوگند مى خورى با اينكه دويست دينار در زير خاك پنهان كرده اى، واينكه مى گويم نه براى آن است كه چيزى به تو ندهم، اى غلام آنچه باخود دارى به او بده، غلامش صد دينار به من داد، سپس روى بمن كرده فرمود: تو آن دينارها كه در زير خاك پنهان كرده اى در وقتى كه سخت بدانها نيازمند هستى از آنهامحروم خواهى ماند، وراست فرمود، زيرا آن پول كه حضرت داد خرج كردم، ودرهاى روزى بر من بسته شد، وبه ناچار به سراغ پولى كه در زير خاك پنهان كرده بودم رفتم اما اثرى از آن نيافتم، بعد فهميدام كه پسرم جاى پولها را دانسته، وآنها را برداشته وگريخته است، وبه هيچ چيز از آن پولها دست نيافتم. دوم: شخصى به نام احمد بن محمد مى گويد: در زمانى كه مهتدى عباسى دست به كشتار مواليان ترك ووابستگان خود زد، من نامه اى به حضرت عسكرى (عليه السلام) نوشتم كه: سپاس خداى را كه او را از ما به خود سرگرم كرد، زيرا من شنيده بودم كه او شما را تهديد به قتل كرده است وگفته است كه: من ايشان را از روى زمين بر مى دارم، حضرت عسكرى (عليه السلام) به من نوشت: عمر او به اين كارها كفاف نخواهد داد، از امروز پنح روز بشمار وروز ششم پس از خوارى وذلتى كه به او برسر گشته خواهد شد، وچنان شد كه آن حضرت فرموده بود. ودر اينجا بعض از كلمات حكمت آميز حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) ذكر ميكنيم. 1 ـ فرمود جدال مكن ميرود خوبى و حسن تو و مزاح مكن كه جرئت مى كنند ودلير مى شوند بر تو. 2 ـ وفرمود از تو اضح است آنكه سلام كنى بر هر كس كه ميگذرى بر او، وآنكه بنشينى در جائى كه پست تر است از مكان شريف مجلس 3 ـ وفرمود پارساترين مردم كسى است كه توقف كند نزد شبهه، وعابدترين مردم كسى است كه بپا دارد فرائض را، وزاهدترين مردم كسى است كه ترك كند حرام را، واز همه مردم كوشش ومشقّتش بيشتر است كسى كه ترك كند گناهان را. 4 ـ وفرمود مشغول نسازد تورا روزى كه خدا ضامن آن شده از عملى كه بر تو فرض است. 5 ـ وفرمود از ادب دور است ظاهر كردن خوشحالى نزد شخص غمناك. 6 ـ وفرمود: همانا از براى جود وبخشش اندازه ومقدارى است پس هر گاه زياد شده از آنمقدار پس آن اسراف است. براى خرم واحتياط مقدارى است پس يرگاه زياد شد از آنمقدار پس آن جبن وترس است. واز براى اقتصاد وميانه روى مقدارى است پس هرگاه زياد شد بر آن پس آن بخل است. واز براى شجاعت مقدارى است پس هرگاه زياد شد بر آن تهوّر وبى أدبى است. وكافى است تورا از براى ادب كردن نفست اجتناب كردنت از چيز يكه مكروه وناپسند بيشمارى از غير خودت.
تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن (عج)
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
،
:: برچسبها:
تبریک میلاد امام حسن عسکری علیه السلام,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد

12 بهمن آغاز دهه فجر و خاطره استقبال تاريخی از امام خمينی(ره) گرامی باد
مردم ايران در 12 بهمن سال 57 حماسه بی سابقه ترين استقبال تاريخ معاصر را رقم زدند استقبال از مردی که نه تنها مرجع و مراد بود، بلکه رهبری بود که نمونه ای از حکومت اسلامی را در نظام جهانی بنيان گذاشت و اين گونه شد که "حق آمد و باطل رفت"
با گسترش قيام مردم و خروج شاه از ايران، شاپور بختيار به عنوان آخرين و تنها اميد رژيم پهلوی و سردمداران غربی پشتيبان اين رژيم، به عنوان نخست وزير باقی مانده بود. در طرف مقابل، تظاهرات مردم هر روز پر شورتر و مصممتر میشد و شعار 'استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی' به عنوان اصلی ترين خواسته مردم در نهضت انقلابی به رهبری امام خمينی مطرح میشد.
امام خمينی که شرط ورود خود را به کشور، خروج شاه، اعلام کرده بودند، با فرار شاه در 26 دی 1357، تصميم به بازگشت گرفتند و قرار بود اين رجعت تاريخی در روز پنجشنبه پنجم بهمن 1357 انجام گيرد اما بختيار، با بستن فرودگاه ها مانع از انجام اين امر شد. با انتشار خبر بسته شدن فرودگاهها، مردم خشمگين به خيابان ها ريخته و با تحصن و شعارهای کوبنده، دولت بختيار را تحت فشار شديدی قرار دادند. در همين زمان رييس شورای سلطنت، سيد جلال تهرانی، در پاريس ضمن استعفا خدمت امام، اعلام کرد که شورای سلطنت غير قانونی است.
سرانجام، تحصنها و تظاهرات عظيم مردم، بختيار را مجبور کرد، فرودگاه ها را باز کند. کارکنان اعتصابی تلويزيون اعلام کردند برای ضبط و پخش مستقيم مراسم آمادهاند. فرودگاه مهرآباد آماده استقبال از پرواز انقلاب بود.
روز 12 بهمن 1357، پرشکوه ترين استقبال تاريخی رقم خورد و هواپيمای ايرفرانس در حوالی ساعت 9 صبح در فرودگاه مهرآباد نشست و حضرت امام، با قلبی آرام و مطمئن پس از 15 سال هجرت، پا به خاک ميهن اسلامی گذاشتند.
امام خمينی پس از اقامه نماز در کف هواپيما، روی دو پتو با آرامش خوابيدند. اين در حالی بود که همه علاقمندان، دوستداران و نزديکان ايشان، نگران انجام اين پرواز بودند. خطر انهدام هواپيما و يا ربودن آن در آسمان چيزی بود که همه را تا لحظه فرود آن در فرودگاه تهران، نگران ساخته بود روح الله خمينی پس از سالها دوری و تبعيد به کشور بازگشت و حضور ميليونی مردم که صف استقبال کنندگان را از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا تشکيل می داد، حاکی از عشق و علاقه بینظير آنها به رهبر خويش بود و اين گونه شد که مردم ايران تاريخی ترين استقبال در طول تاريخ معاصر را رقم زدند.
حضرت امام طی بياناتی در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر میکنم. عواطف ملت ايران به دوش من بارگرانی است که نمیتوانم جبران کنم. ايشان ضمن اشاره به اينکه طرد شاه از کشور قدم اول پيروزی بود، همگان را به وحدت کلمه و ادامه مبارزه تا قطع کامل ريشههای فساد ترغيب کردند.
امام از فرودگاه مستقيما به بهشت زهرا (س) رفتند و ضمن ادای احترام به شهدای انقلاب اسلامی، سخنرانی تاريخی خود را در آنجا ايراد کردند. بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران در اولين سخنرانی خود در ميان انبوه مردم مشتاق در بهشت زهرا(س)، فرمودند:' من وقتی چشمم به بعضی از اينها که اولاد خودشان را از دست دادهاند میافتد، سنگينیای در دوشم پيدا میشود که نمیتوانم تاب بياورم. محمدرضا پهلوی فرار کرد و همه چيز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد و قبرستانهای ما را آباد.
در اين سخنرانی بود که امام آن جمله فراموش نشدنی و تاريخی را فرمودند: 'من دولت تعيين میکنم، من توی دهن دولت میزنم ... من به پشتيبانی اين ملت دولت تعيين میکنم. '
دهها خبرنگار و عکاس و فيلمبردار به ثبت اين رويداد تاريخی پرداختند. جمعيت استقبال کننده در طول 33 کيلومتر از فرودگاه امام تا بهشت زهرا(س)، بين 4 تا 8 ميليون نفر تخمين زده میشد. در اين سخنرانی امام نخست وزيری شاپور بختيار را غير قانونی اعلام کرده و فرمودند: 'من به پشتيبانی اين ملت دولت تعيين میکنم.' بدين ترتيب از ورود امام 10 روز تاريخی که بعدها دهه فجر انقلاب اسلامی نام گرفت، سپری شد تا طومار رژيم پهلوی و 2500 سال استبداد شاهنشاهی برای هميشه در هم تنيده شود.
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی،
،
:: برچسبها:
12بهمن آغازدهه فجروورودامام خمينی(ره) به ايران گرامی باد,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : جمعه 18 بهمن 1392
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
یوم الترویه (روز ترویه)
نويسنده: حسن نجفی
هشتم ذی الحجه روز ترویه است و این روزی است که حجاج نیت حج تمتع می نمایند و محرم شده از مکه سمت منی حرکت می نمایند و شب را در آنجا بیتوته می کنند و صبح عرفه به جانب عرفات رهسپار می گردند.
علت نامگذاری:
ترویه در لغت به معانی زیر آمده است : سیراب کردن ، سیراب گردانیدن ، کسی را بر روایت شعر داشتن ، در کاری اندیشه کردن اندیشیدن ، در کار و نگریستن پایان آن را و تعجیل نکردن در جواب (لغت نامه دهخدا) در علل الشرایع در سر نامیدن این روز به ترویه حدیثی از امام صادق علیه السلام که راوی می گوید: از حضرت پرسیدم چرا روز ترویه را روز ترویه نامیده اند؟ حضرت فرمود: زیرا در عرفات آب نبود و حاجی ها روز هشتم ذی حجه از مکه آب برمی داشتند و به عرفات می بردند و برخی از ایشان به بعضی دیگر می گفتند: تروّیتم، تروّیتم (سیراب شدید، سیراب شدید) لذا به خاطر هیمن، روز هشتم را روز ترویه نامیدند. (1) باز نقلی دیگر آمده است که زمانی که ابراهیم علیه السلام مأمور شد خانه کعبه را بسازد مکان آنرا نمی دانست در نتیجه خداوند جبرئیل سلام الله علیه را نازل کرد تا مکان خانه را برای ابراهیم مشخص کند و خداوند تعالی پایه های کعبه را از بهشت نازل فرمود و حجرالاسود نیز نازل شد. سپس ابراهیم برای کعبه دو در قرار داد، دری در سمت مشرق و دری در سمت مغرب که مستجار نامیده می شود. وقتی ساخت کعبه به اتمام رسید ابراهیم و اسماعیل حج بجا آوردند و جبرئیل در روز هشتم ذی حجه (روز ترویه) بر آن دو نازل شد و گفت برخیزید و آب جمع آوری کنید، چون در زمین عرفات آبی وجود ندارد. بهمین دلیل این روز، روز ترویه (یعنی ذخیره کردن آب) نامیده شد. سپس ابراهیم گفت پروردگارا این شهر را محلی امن قرار بده و اهل آن را از میوه ها بهره مند کن...(سوره ابراهیم/35) امام صادق (علیه السلام) فرمود: منظور از بهره مندی از ثمرات، ثمره قلوب یعنی محبت مردم و تمایل آنها نسبت به مکه است تا بسوی آن بروند.(2) همانطور که آشکار گردید وجه تسمیه یوم الترویه یا روز ترویه در کلام امامان معصوم برداشتن و ذخیره نمودن آب در روز هشتم ذی حجه می باشد. از ابن عباس نقل شده که حضرت ابراهیم علیه السلام در خواب دید که فرزندش را سر می برند. فأصبح بروی یومه أجمع «پس صبح بیدار شده و همه آن روز را می اندیشید» که آیا خواب او امری است از جانب خدا یا نه؟ از این رو آن روز ترویه نامیده شد، پس لز آن در شب دوم در خواب دید فلّما أصبح عرف أنّه من الله «چون صبح شد دانست که آن از جانب خداست» از این رو آن روز عرفه نامیده شد.(3)
منزلت روز ترویه :
روز ترویه یکی از ارزشمندترین روزهای زمان برشمرده شده است که خود آداب و اعمال مخصوصی دارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدای تبارک و تعالی از هر چند چهار شماره برگزید، از فرشتگان: جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل و از پیغمبران چهار نفر برای مبارزه بوسیله شمشیر: ابراهیم و داوود و موسی و من و از خاندانها چهار خاندان که فرمود: خاندان آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید و از شهرها چهار شهر برگزید و فرمود: سوکند به تین و زیتون و طورسینین و این بلد امین پس مقصود از تین مدینه است و از زیتون بیت الممقدس و از طورسینین کوفه و از بلدامین مکه و از زنها چهار زن برگزید: مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه سلام الله علیها و از اعمال حج چهار عمل را برگزید: قربانی کردن و صدا به لبیک بلند کردن و احرام و طواف و ازماهها چهار ماه که ماههای حرامند برگزید: رجب و شوال و ذی القعده و ذی الحجه و از روزها چهار روز برگزید: روز جمعه و روز ترویه (هشتم ذی حجه) و روز عرفه و روز عید قربان.(4) شیخ صدوق در امالی آورده است که از جمله اعمال مستحبی حج اینکه روز ترویه از هنگام زوال شمس تا شب را درک کند تمام حج تمتع را درک کرده است.(5) طبق این روایات منزلت روز ترویه تا جائی است که درک آن مساوی با درک تمام حج انگاشته شده است، چرا که روز ترویه در اصل آماده شدن برای وردود به عرفات و عید قربان است.
اعمال این روز :
محمدبن ابی عمیر از یکی از یارانش از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود: روزه روز ترویه کفاره گناهان یک سال و روزه روز عرفه کفاره گناهان دو سال است.(6) محدث قمی در مفاتیح الجنان روزه این روز را برابر با کفاره شصت سال برشمرده است و آورده است که شیخ شهید غسل این روز را مستحب دانسته است.
وقایع این روز:
در این روز؛ فرستادن نامه امام حسین علیه السلام به کوفه پس از شهادت مسلم بن عقیل: بسم الله الرحمن الرحیم: از طرف حسین بن علی بسوی برادران مؤمن و مسلمان سلام علیکم. .... من روز سه شنبه هشتم ماه ذی حجه که روز ترویه است از مکه معظمه بسوی شما حرکت نموده ام. موقعی که فرستاده من بر شما وارد شد در کار خود شتاب کنید و کوشا باشید زیرا من در همین روزها نزد شما خواهم آمد و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته. مورخین خروج اما حسین علیه السلام از مکه به سمت کوفه را هشتم ذی حجه یعنی روز ترویه نگاشته اند که اکنون به بررسی آن می پردازیم.
دیدگاه فقها:
از دیدگاه فقهی این سخن مشهور که امام حسین علیه السلام حج خود را نیمه تمام گذاشت سخن نادرست است زیرا امام علیه السلام در روز هشتم ذی حجه (یوم ترویه) از مکه خارج شد، در حالی که اعمال حج که با احرام در مکه و وقوف در عرفات شروع می شود از شب نهم ذی حجه آغاز می شود، بنابراین امام علیه السلام اصولاً وارد اعمال حج نشده بود تا آن را نیمه تمام گذارد. ایشان در هنگام ورود به مکه عمره مفرده انجام داد. البته مشهور است در برخی از کتابها مانند ارشاد شیخ مفید آمده که حضرت حج خود را تبدیل به عمره کرد و طواف و سعی انجام داد و از احرام بیرون آمد بدلیل اینکه قادر نبود حج خود را تمام نماید که این نظر بعید است. روایتی نیز از امام صادق علیه السلام ذکر شده است که فرمود: قد اعتمر الحسین بن علی علیه السلام فی ذی الحجه ثم راح یوم الترویه الی العراق و الناس یروحون الی منی و لا بأس باعمره فی ذی الحجه لمن لا یرید الحج(7): امام حسین علیه السلام در ماه ذی الحجه عمره انجام داد و سپس در روز ترویه (هشتم) به سوی عراق حرکت کرد و کسی که نمی خواهد حج انجام دهد می تواند عمره انجام دهد. که می توان دلایل این خروج را بطور خلاصه چنین ذکر نمود: 1- خطر جانی 2- شکسته نشدن حرمت بیت الله الحرام. ایشان به عبدالله بن زبیر فرمود: به خداوند سوگند، اگر یک وجب خارج از مکه کشته شوم برای من دوست داشتنی تر است تا آن که به اندازه یک وجب در داخل مکه کشته شوم به خداوند سوگند: اگر من به لانه ای از لانه جانواران پناه برم مرا از آن بیرون خواهند کشید تا آنچه را از من می خواهند به دست آورند.(8)
پي نوشت :
1-علل الشرایع ج 2 ص 399 باب 171 2-قصص النیاء ص 193 3-صحیفه سجادیه ترجمه و شرح فیض الاسلام ص 322 4- خصال ترجمه مهری ج 1 ص 249 5-امالی شیخ صدوق ترجمه کمره ای ص 651، احتجاجات ترجمه ج 4 بحارالانوار ج 2 ص 391 6-ثواب الاعمال ترجمه انصاری ص 145 7-کافی ج 4 ص 536 8-وقعه الطف ص 152
منبع: راسخون
:: برچسبها:
یوم الترویه (روز ترویه) و آغاز مراسم حج,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داوذی راد,
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
سالروز شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام ) هفتم ماه ذی الحجه مصادف است با سالروز شهادت پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت حضرت امام محمد باقر (( علیه السلام )) ، شهادت این بزرگوار را به تمامی ارادتمندان خاندان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت می گوییم . امام باقر علیه السلام : «إِنَّما یُداقُّ اللّهُ الْعِبادَ فِى الْحِسابِ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَلى قَدْرِ ما آتاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِى الدُّنْیا.»: خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش، به اندازه عقلى که در دنیا به آنها داده است، دقّت و باریک بینى مى کند. خلاصه ای از زندگی پر برکت حضرت امام محمد باقر ( ع ) نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ،بدين جهت که : دريای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است . کنيه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی ( ع ) است . بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسين ( ع ) می رسيد . پدرش حضرت سيدالساجدين ، امام زين العابدين ، علی بن الحسين ( ع ) است . تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدينه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سيد الشهداء کودکی بود که به چهارمين بهار زندگيش نزديک می شد . دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . يعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است .
در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) مسائلی مانند انقراض امويان و بر سر کار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسی و ظهور سرداران و مدعيانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و ديگران مطرح است ، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در اين دوره پيش می آيد ، و عده ای از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا می شوند . قاضيها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پديد می آيند و فقه و قضاء و عقايد و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسير می نمايد ، و تعليمات قرآنی - به ويژه مسأله امامت و ولايت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسياری از حق طلبان را به حقانيت آل علی ( ع ) متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دين به دنيا فروشان برگرفته بود ، به انحراف می کشاندند و احاديث نبوی را در بوته فراموشی قرار می دادند . برخی نيز احاديثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و يا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند . اينها عواملی بود بسيار خطرناک که بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنها بايستند . بدين جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وی امام جعفر صادق ( ع ) از موقعيت مساعد روزگار سياسی ، برای نشر تعليمات اصيل اسلامی و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشيع و علوم اسلامی را پايه ريزی نمودند.
زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقی تعليمات پيامبر ( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند ، و می بايست به تربيت شاگردانی عالم و عامل و يارانی شايسته و فداکار دست يازند ، و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوين و تدريس کنند . به همين جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء و دانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود . در مکتب تربيتی امام باقر ( ع ) علم و فضيلت به مردم آموخته می شد . امام باقر ( ع ) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود . سيرت و صورتش ستوده بود . پيوسته لباس تميز و نو می پوشيد . در کمال وقار و شکوه حرکت می فرمود . از آن حضرت می پرسيدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش می پوشيد ، تو چرا لباس فاخر بر تن می کنی ؟ پاسخ می داد : مقتضای تقوای جدم و فرمانداری آن روز ، که محرومان و فقرا و تهيدستان زياد بودند ، چنان بود . من اگر آن لباس بپوشم در اين انقلاب افکار ، نمی توانم تعظيم شعائر دين کنم . امام پنجم ( ع ) بسيار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود . با همه اصحاب مصافحه می کرد و ديگران را نيز بدين کار تشويق می فرمود . در ضمن سخنانش می فرمود : مصافحه کردن کدورتهای درونی را از بين می برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - می ريزد . امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگيری از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين و عيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينی ، کمال مواظبت را داشت . می خواست سنتهای جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بين مردم زنده کند و مکارم اخلاقی را به مردم تعليم نمايد . در روزهای گرم برای رسيدگی به مزارع و نخلستانها بيرون می رفت ، و با کارگران و کشاورزان بيل می زد و زمين را برای کشت آماده می ساخت . آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبين و کد يمين - به دست می آورد در راه خدا انفاق می فرمود . بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) می رفت ، پس از گزاردن فريضه ، مردم گرداگردش جمع می شدند و از انوار دانش و فضيلت او بهره مند می گشتند . مدت بيست سال معاويه در شام و کارگزارانش در مرزهای ديگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقايق اسلامی - با زور و زر و تزوير و اجير کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسيار کردند .
ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای بی سابقه آل ابوسفيان ، که مردم به حقانيت اهل بيت عصمت ( ع ) توجه کردند ، در اصلاح عقايد مردم به ويژه در مسأله امامت و رهبری ، که تنها شايسته امام معصوم است ، سعی بليغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعليم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جايی رسيد که فرزند گرامی آن امام ، حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهی با چهار هزار شاگرد پايه گذاری نمود ، و احاديث و تعليمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد . امام سجاد ( ع ) با زبان دعا و مناجات و يادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر ( ع ) با تشکيل حلقه های درس ، زمينه اين امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دينی را برای مردم روشن فرمود . رسول اکرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بين و با روشن بينی وحی الهی وظايفی را که فرزندان و اهل بيت گرامی اش در آينده انجام خواهند داد و نقشی را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت ، ضمن احاديثی که از آن حضرت روايت شده ، تعيين فرموده است .
چنان که در اين حديث آمده است : روزی جابر بن عبدالله انصاری که در آخر عمر دو چشم جهان بينش تاريک شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفياب شد . صدای کودکی را شنيد ، پرسيد کيستی ؟ گفت من محمد بن علی بن الحسينم ، جابر گفت : نزديک بيا ، سپس دست او را گرفت و بوسيد و عرض کرد : روزی خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم . فرمود : شايد زنده بمانی و محمد بن علی بن الحسين که يکی از اولاد من است ملاقات کنی . سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد . علم و دين را نشر بده . امام پنجم هم به امر جدش قيام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دينی و تعليم حقايق قرآنی و احاديث نبوی ( ص ) پرداخت . نام نامی آن حضرت با دهها و صدها حديث و روايت و کلمات قصار و اندرزهايی همراه است ، که به ويژه در 19سال امامت برای ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شايسته خود بيان فرموده است . بنا به رواياتی که نقل شده است ، در هيچ مکتب و محضری دانشمندان خاضعتر و خاشعتر از محضر محمد بن علی ( ع ) نبوده اند . در زمان اميرالمؤمنين علی ( ع ) گوئيا ، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که بايد - بر مردم روشن نبود ، گويا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حيات مادی بيرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی ننوشيده بودند ، و در کنار دريای بيکران وجود علی ( ع ) تشنه لب بودند و جز عده ای معدود قدر چونان گوهری را نمی دانستند . بی جهت نبود که مولای متقيان بارها می فرمود : سلونی قبل از تفقدونی "پيش از آنکه من را از دست بدهيد از من بپرسيد . " و بارها می گفت : من به راههای آسمان از راههای زمين آشناترم .
ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند ؟ اما به تدريج ، به ويژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بيت و معارف اسلامی را درک می کردند ، و مانند تشنه لبی که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و يا قدر آن را ندانسته باشد ، زلال گوارای دانش امام باقر ( ع ) را دريافتند و تسليم مقام علمی امام ( ع ) شدند ، و به قول يکی از مورخان : " مسلمانان در اين هنگام از ميدان جنگ و لشکر کشی متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند " . امام باقر ( ع ) نيز چون زمينه قيام بالسيف ( قيام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرينان - فراهم نبود ، از اين رو ، نشر معارف اسلام و فعاليت علمی را و هم مبارزه عقيدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را ، از اين طريق مناسب تر می ديد ، و چون حقوق اسلام هنوز يک دوره کامل و مفصل تدريس نشده بود ، به فعاليتهای ثمر بخش علمی در اين زمينه پرداخت . اما بدين خاطر که نفس شخصيت امام و سير تعليمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود ، مورد اذيت و ايذاء دستگاه قرار می گرفت . دستگاه خلافت آنجا که پای مصالح حکومتی پيش می آمد و احساس می کردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمی گيرد و خط صحيح را در شناخت " امام معصوم ( ع ) " و امامت که دنباله خط " رسالت " و بالاخره " حکومت الله " است تعليم می دهد ، تکان می خوردند و دست به ايذاء و آزار و شکنجه امام ( ع ) می زدند و گاه به زجر و حبس و تبعيد ... برای شناخت اين امر ، به بيان اين واقعه که در تاريخ ياد شده است می پردازيم : " در يکی از سالها که هشام بن عبدالملک ، خليفه اموی ، به حج می آيد ، جعفر بن محمد ، امام صادق ، در خدمت پدر خود ، امام محمد باقر ، نيز به حج می رفتند .
روزی در مکه ، حضرت صادق ، در مجمع عمومی سخنرانی می کند و در آن سخنرانی تأکيد بر سر مسأله پيشوايی و امامت و اينکه پيشوايان بر حق و خليفه های خدا در زمين ايشانند نه ديگران ، و اينکه سعادت اجتماعی و رستگاری در پيروی از ايشان است و بيعت با ايشان و ... نه ديگران . اين سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته می شود ، آن هم در مکه در موسم حج ، طنينی بزرگ می يابد و به گوش هشام می رسد. هشام در مکه جرأت نمی کند و به مصلحت خود نمی بيند که متعرض آنان شود . اما چون به دمشق می رسد ، مأمور به مدينه می فرستد و از فرماندار مدينه می خواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق روانه کند، و چنين می شود . در محفلی که هشام برای توهین به امام ترتیب داده بود بر سر مقام رهبری و خلافت اسلامی با امام باقر ( ع ) سخن می گويد . امام باقر درباره رهبری رهبران بر حق و چگونگی اداره اجتماع اسلامی و اينکه رهبر يک اجتماع اسلامی بايد چگونه باشد ، سخن می گويد.
اينها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام - بيش از پيش ناراحت می کند . بعضی نوشته اند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند . و چون به او خبر می دهند که زندانيان دمشق مريد و معتقد به امام ( ع ) شده اند ، امام را رها می کند و به شتاب روانه مدينه می نمايد . و پيکی سريع ، پيش از حرکت امام از دمشق ، می فرستد تا در آباديها و شهرهای سر راه همه جا عليه آنان ( امام باقر و امام صادق - ع - ) تبليغ کنند تا بدين گونه ، مردم با آنان تماس نگيرند و تحت تأثير گفتار و رفتارشان واقع نشوند . با اين وصف امام ( ع ) در اين سفر ، از تماس با مردم - حتی مسيحيان - و روشن کردن آنان غفلت نمی ورزد. حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين ( ع ) زندگی کرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت ، نشر و تبليغ فرهنگ اسلامی ، تعليم شاگردان ، رهبری اصحاب و مردم ، اجرا کردن سنتهای جد بزرگوارش در ميان خلق ، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحيح رهبری و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعی و امام معصوم ، که تنها خليفه راستين خدا و رسول ( ص ) در زمين است ، پرداخت و لحظه ای از اين وظيفه غفلت نفرمود . سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114 هجری در سن 57 سالگی در مدينه با توطئه هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پيکر مقدسش را در قبرستان بقيع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند.
منبع:guilan.ac.ir
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
،
:: برچسبها:
سالروز شهادت امام محمد باقر ( علیه السلام ),
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : جمعه 19 شهريور 1395
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
شهادت امام محمدتقی(ع)
 پدید آورنده : عبداللطیف نظری ، صفحه 65
دانشنامه امام محمد تقی علیه السلام
جواد الائمه
در غم شهادت امامی به سوگ نشسته ایم که در بیست و پنج سالگی به سوی اجدادش رخت بربست. مردی که بیست و پنج سال، خورشید را به خجلت واداشت، بیست و پنج بهار را رویاند و شکوفاند و خود فروزان تر از خورشید، تابید و درخشید. و اینک، کودکان پژمرده و داغدار و گریان، بهانه گیران سایه دست هایی اند که بر سرشان باران مهر ببارد و بر دامانشان گل عاطفه نثار کند. هم اکنون، پاره زخم های دلمان، سرباز کرده است و قناتی از غم، در قنوت نگاه مان جاری است. اینک، نِشتر درد به جام ها نشسته و غوغای رنج در انبوده دیدگان مظلوم، جا خوش کرده است. اینک، امام جواد علیه السلام به رحمت خدا پیوسته است و اهل ولا را به هجران خویش مبتلا ساخته است. او با شهادتش دل های شیعه را سوزاند و ما را به سوگ نشاند. آری، کدام دیده است که بر مظلومیت آن شهید جوان نگرید؟ سلام به امام محمدتقی علیه السلام که جوادالائمه و امام جوادان و راد مردان و جوانمردان است.
سرود غم
آه... که زهر، چه جگرها از آل رسول دریده و سوخته است. از امام مجتبی علیه السلام گرفته، تا حضرت کاظم و امام رضا علیه السلام و اینک، جگر امام جواد علیه السلام بر اثر مسمومیت با زهر، پاره پاره می شود. حضرت، در اتاقی دربسته و چشم انتظار جرعه ای آب، با رنج دست به گریبان است و جان می بازد و مثل پدرش، خورشید خراسان، غریبانه و با جگری پاره پاره به شهادت می رسد. سلام بر او که نامش با صلابت گره خورده است و شهادتش، آموزگار صبر و ایمان است. سلام بر نهمین فروغ امامت، حضرت محمدتقی علیه السلام . بر پیشوایی که «جود» قطره ای بود در پیشانی بلندش، و «علم» غنچه ای بود از گلستان وجودش، و «حلم» گوهری بود از گنجینه فضایلش. و اینک، دل های بیقرار در سوگ او سرود غم می خواند و منظومه اندوه می سراید. چشم ها در داغ جواد، خون می گیرد و هوای دیدگان ما، به یاد رنج امام محمدتقی علیه السلام بارانی است. یاران، شهادت نهمین امام، بر همه تان تسلیت باد.
ولادت امام علیه السلام
امام محمدتقی علیه السلام در دهم رجب سال 195 ه . ق به دنیا آمد. نام آن حضرت محمد و کنیه او ابوجعفر و مشهورترین القاب او تقی و جواد است. نام مادر امام محمدتقی علیه السلام «سبیکه» است و امام رضا علیه السلام او را «خیزران» نامید. این بانوی گرامی از خاندان «ماریه قبطیه»، همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، و در فضایل اخلاقی از برترین زنان عصر خویش بود.
میراث علمی امام محمدتقی علیه السلام
در دوران امام محمدتقی علیه السلام به علت فشار و خفقان حاکم بر جامعه، مردم با نوشتن نامه به امام و دریافت جواب از آن حضرت، با ایشان ارتباط داشتند. با این که آن حضرت در 25 سالگی به شهادت رسیدند، علاوه بر مطالبی که درباره اصحاب و یا کتب آنها از امام تقی علیه السلام روایت شده بیش از 220هزار حدیث پیرامون مسایل مختلف اسلامی از آن حضرت در دسترس ما قرار دارد و 120 نفر از ایشان روایت کرده اند. شیخ طوسی(ره) 113 تن از راویان حدیث امام تقی علیه السلام را بر شمرده است. از این مقدار حدیث که از آن امام نقل شده می توان به عظمت علمی و احاطه ایشان بر مسایل فقهی، تفسیری، عقیدتی و دعا و مناجات پی برد. این احادیث از سوی دیگر کمالات اخلاقی آن حضرت را آشکار می سازند. بخش عمده روایات فقهی امام را باید در نامه هایی که در پاسخ اصحاب به بلاد مختلف اسلامی فرستاده اند جستجو کرد.
شاگردان مکتب امام محمدتقی علیه السلام
امامان پاک، همچون پیامبر گرامی پیوسته در تعلیم و تربیت مردم می کوشیدند. آنان، در تمامی اوقات ملتزم به راهنمایی و تربیت مردم بودند. رفتار و گفتار و معاشرت و حتی هر گوشه از زندگی روزمره آنان، آموزشگر کسانی بود که با آنان تماس داشتند؛ هر کس درهر وقت با آنان می نشست برایش ممکن بود که ازاخلاق و دانش آنان بهره مند شود و اگر سؤالی داشت، می توانست مطرح کند و پاسخ آن را بشنود. اما از آنجایی که حکومت می کوشید مردم با امام جواد علیه السلام به طور آزاد تماس نداشته باشد، اصحاب و شاگردان و راویان امام جواد علیه السلام بسیار محدود بودند؛ به عنوان نمونه، اصحاب و شاگردان و راویان قریب 120 نفرند و این گویای آن است که در زمان آن گرامی تماس مردم با ایشان تا چه اندازه محدود بوده است. ولی در عین حال در میان همین افراد معدود، چهره های درخشانی همچون علی بن مهزیار، زکریا بن آدم و محمد بن اسماعیل وجود داشتند.
اعلام شهادت امام رضا علیه السلام
امیة بن علی می گوید: هنگامی که امام رضا علیه السلام در خراسان بودند، من در مدینه می زیستم و به خانه ی امام جواد علیه السلام رفت و آمد داشتم. معمولاً بستگان امام برای عرض سلام می آمدند. یک روز امام جواد علیه السلام به اطرافیان خویش فرمودند: به بانوان فامیل بگویید که برای عزاداری آماده شوند. روز بعد بار دیگر امام جواد علیه السلام به آنان گوشزد کرد که برای عزاداری آماده شوند. پرسیدند برای عزای چه کسی؟ فرمودند: عزای بهترین انسان روی زمین. مدتی بعد خبر شهادت امام رضا علیه السلام آمد و معلوم شد همان روز که امام جواد علیه السلام فرموده بود «برای عزاداری آماده شوید»، امام رضا علیه السلام در خراسان به شهادت رسیده است.
نجات همسایه
«علی بن جریر» می گوید: خدمت امام جواد علیه السلام شرفیاب بودم. گوسفندی از خانه ی امام علیه السلام گم شده بود. یکی از همسایگان را به اتهام سرقت آن، کشان کشان نزد امام آوردند. حضرت فرمود: وای بر شما! او را رها سازید. گوسفند را او ندزدیده است. هم اکنون گوسفند در فلان خانه است؛ بروید گوسفند را بیاورید. به همان خانه ای که امام علیه السلام فرموده بودند، رفتند و گوسفند را یافتند و صاحب خانه را به اتهام دزدی دستگیر کردند، اما او سوگند یاد می کرد که گوسفند را ندزدیده است. او را نزد امام علیه السلام آوردند. فرمود: وای بر شما! بر این شخص ستم کردید، گوسفندْ خودش به خانه او وارد شده و او اطلاعی نداشته است. آن گاه امام علیه السلام برای دلجویی مبلغی به او عطا کردند.
داستان طلبکاری
در اعلام الوری و ارشاد مفید روایت شده است که شخصی گفت: حضرت رضا علیه السلام که از دنیا رفت، من چهار هزار درهم از او طلبکار بودم. کسی جز من و خود ایشان، از این موضوع اطلاع نداشت. حضرت جواد علیه السلام پیغام داد که: فردا صبح پیش من بیا. فردای آن روز خدمت ایشان رسیدم. فرمود: پدرم از دنیا رفت و تو چهار هزار درهم از آن جناب طلبکاری. من با تعجب عرض کردم آری. سپس ایشان گوشه فرش را کنار زد؛ زیر آن مقداری دینار (سکه طلا) بود، به من داد. قیمت آن دینارها به اندازه طلب من، یعنی دقیقا معادل چهار هزار درهم آن زمان بود.
شفای بیمار
محمدبن عمیر بن واقد رازی می گوید: روزی با برادرم، که مبتلا به تنگی نفس شدیدی بود، خدمت حضرت جواد علیه السلام نشسته بودم. برادرم از بیماری خود به امام علیه السلام شکایت کرد. امام فرمود: خدا تو را از این درد شفا داد. هنگامی که از خدمتشان مرخص شدیم، ناراحتی اش کاملاً برطرف شده بود و تا زمانی که فوت کرد، به آن درد مبتلا نشد.
درست به اندازه
احمد بن حدید، نقل می کند که یک بار با گروهی برای انجام مراسم حج می رفتیم. ناگهان راهزنان، راه را بر ما بستند و اموالمان را غارت کردند. وقتی به مدینه رسیدیم، حضرت امام جواد علیه السلام را در کوچه ای ملاقات کردم. همراه ایشان به خانه آن بزرگوار رفتم و ماجرا را برایشان باز گفتم. حضرت دستور دادند مقداری پول و لباس برایم آوردند. آنگاه فرمود: پول را میان همراهانت، به همان میزان که دزدها از آنان برده اند، تقسیم کن. من آن پول ها را که بین دوستان و همراهان تقسیم کردم. دیدم درست به همان اندازه ای بوده است که دزدها برده اند، نه کمتر و نه بیشتر.
خورشید سپهر عدل و داد
خورشید سپهر عدل و داد است جواد |
سرلوحه دفتر رَشاد است جواد |
در جود و سَخا کسی به پایش نرسد |
چون مظهر جود حق جواد است جواد |
مظهر داد
مظلوم تر از جواد، بغداد نداشت |
آن مظهر داد، تاب بیداد نداشت |
می خواست که فریاد کند تشنه لبم |
از سوز جگر طاقت فریاد نداشت |
خطبه کوکب درخشان
شایعه منقطع شدن نسل امامت از امام رضا علیه السلام ، که ساخته گروهی به نام «واقفیه» بود، تا آنجا پیش رفت که به ساحت قدس امامان تهمت آلوده دامنی زدند و گفتند: چون رنگ چهره امام جواد علیه السلام گندمگون است، فرزند امام رضا علیه السلام نیست و برای این که ثابت شود او فرزند امام رضا علیه السلام است باید او را نزد قیافه شناس ها ببریم.بدین ترتیب با گستاخی، امام جواد علیه السلام را که در آن وقت حدود دو سال داشت، نزد قیافه شناس ها بردند. آنان به محض دیدن امام به سجده افتادند و خطاب به کسانی که امام را آورده بودند، گفتند: وای بر شما! چگونه این کوکب درخشان و نور منیر را بر امثال ما عرضه می دارید؟ به خدا قسم، او از نسلی پاک و پاکیزه و از اصلاب طاهر و مطهّر است. او از ذریه علی بن ابیطالب علیه السلام و رسول اللّه صلی الله علیه و آله است. او را ببرید و بر این کار خود استغفار کنید. در این هنگام، امام جواد علیه السلام با فصاحتی بی مانند فرمود: ستایش مخصوص کسی است که ما را از نور خود و با دست خود آفرید و از میان خلقش ما را برگزید و امین خود قرارداد. ای مردم، من محمد فرزند امام رضایم... آیا در نسب چون منی شک کرده، بر من و پدرم افترا می بندید؟... من ظاهر و باطن همه را می دانم و نیز می دانم چه آینده ای درانتظار شماست.
مبارزه با موسیقی مبتذل
مأمون هنگام تزویج دخترش به امام جواد علیه السلام ، مجلسی ترتیب داد و از مطرب و آوازخوانی به نام «مخارق» دعوت کرد تا امام را بیازارد. مخارق به مأمون گفت: اگر ابوجعفر علیه السلام کم ترین علاقه ای به امور دنیوی داشته باشد، مقصود تو را تأمین می کنم. سپس در برابر امام جواد علیه السلام نشست و با صدای بلند شروع به نواختن عود و آواز خوانی کرد. امام علیه السلام به او و اطرافیانش توجه نکرد. بعد از مدتی سکوت، سربرداشت و به مخارق فرمود: از خدا بترس ای دراز ریش! دراین لحظه، ناگهان عود و بربط از دست وی افتاد و دستش فلج شد. وقتی مأمون سبب فلج شدن دستش را پرسید، گفت: زمانی که ابوجعفر علیه السلام فریاد برکشید، چنان هراسان شدم که دیگر به حالت عادی باز نمی گردم.
امام جواد علیه السلام تثبیت کننده اصل امامت
از آنجایی که رسیدن به مقام امامت امت در سنین خردسالی با عقل ظاهربین گروهی از مردم قابل توجیه نبود، پرسش های دشوار و پیچیده ای مطرح می کردند تا به خیال خام خود، حضرت امام جواد علیه السلام را در میدان رقابت علمی شکست دهند. اما امام جواد علیه السلام با پاسخ های روشن از این آزمون ها سربلند بیرون آمده، هرگونه تردیددرمورد امامت خود را از بین برد و اصل امامت راتثبیت کرد.ازاین رو در زمان امام هادی علیه السلام این موضوع مشکلی ایجاد نکرد؛ زیرا برای همه روشن شده بود که در برخورداری از این منصب الهی، خردسالی تأثیری ندارد.
نفی حکومت های ستمگر
امام جواد علیه السلام در موارد بسیار، علاوه بر این که دلایل صلاحیت خویش را برای رهبری جامعه برمی شمردند، بر نااهلی و شایسته نبودن دو حاکم وقت، مأمون و معتصم، اصرار داشت و با شیوه های مختلف گفتاری و رفتاری این را به مردمان می فهماند. چون مأمون نتوانسته بود قداست اما را خدشه دار کند و تمام اقدامات خود را نافرجام می دید، تصمیم به قتل آن حضرت گرفت. امام جواد علیه السلام همزمان دو کار می کرد: ایشان در کنار تبیین و تثبیت امامت خویش، صلاحیت حاکمان ستمگر را نفی، و متناسب با اوضاع سیاسی ـ اجتماعی نارضایتی خود را در برابر حکومت جور به دیگران گوشزد می کرد و انزجار خود را از ستم و ستم پیشگان در گفتار و کردار به گوش مردم می رساند. به فرموده مقام معظم رهبری، امام جواد علیه السلام به رغم دوران کوتاه زندگی اش نمودار و نشانه مقاومت است. او با تمام وجود با قدرت مزدور و ریاکار مأمون مقابله و معارضه کرد و هرگز قدمی عقب نشینی نکرد. امام علیه السلام تمام اوضاع دشوار راتحمل کرد و با همه شیوه های ممکن به مبارزه ادامه داد.
ای امام
ای مقدس ترین مرد پاک، ای امام، فریاد کن، ای پرستوی پرواز کرده از شهر ظلمت ای جواد؛ و فراموش مکن که ملتی سر در هوای عشق تو داردو با یاد و نام تو از گمراهی و جهل به سوی نور پرواز می کند. اوج می گیرند تا پرندگان بام حرم پدر بزرگوارت شوند. پدری که گرچه خود غریب و غریبانه به سرمی برد اما خورشید حرمش گرمابخش دل های خستگان و درماندگان است. ای چشمه جوشان عشق، ای طنین عدل و ایمان و ای مشعل فروزان تمام تاریخ، جلوه کن و با جلوه گری ات سیمای پرطراوت اسلام را رونق ببخش. ای رهبر رهپویان روشنایی، توسل به تو، توسل به حضرت رضاست. ای بلبل سخن سرای باغ ایمان، پرهیزگار پند دهنده، نیای آفتاب و نسیم فرح بخش معنا، اگر چه در هاله ای از زمان فرو رفته ای و بودن با تو، بر ایمان آروزی دست نایافتنی است، اما نام و یاد فداکاری هایت همچنان کتاب ره گشای زندگیمان است و زنجیر اتصال به امام و ولایت. یا جوادالائمه، تو آن گل خوشبوی برگزیده ای که هر صاحبدلی تو را به سینه جان خویش می آویزد و عطر و بوی حیات از تو می شنود.
هشدار به ستمگران
فراخوان جامعه به مقابله و معارضه با ستم و به طور کلی ایجاد روحیه ستم ستیزی درجامعه از جمله اقدامات مهم رهبران الهی و آسمانی است. چرا که تا جامعه به چنین درک و فهمی نایل نیاید از خود تحرکی نشان نمی دهد. یکی از اهداف پیامبران، تبیین عدالت و راه های تحقق آن است. موضع ستم ستیزی امام محمدتقی علیه السلام ، هم درگفتار و هم در عمل، کاملاً آشکار است؛ به عنوان نمونه آن گرامی درباره سمتگران و سزای آنان، چنین هشدار می دهد: «روز اجرای عدالت برای ستمگر سخت تر از روز ستمکاری برای ستمدیده است». در پرتو این گفتار، امام علیه السلام نه تنهانفرت و انزجار خود را بیان می کند، بلکه هشداری به همه ستمگران می دهد که روز به کیفر رساندن آنان به مراتب سخت تر از روزی است که آنان در پناه قدرت چند روزه و موقتی خویش، بر مظلومان و ضعیفان ستم می کنند.
طرح شهادت امام
از آنجایی که موقعیت سیاسی، نفوذ اجتماعی و فعالیت های گسترده امام جواد علیه السلام از نظر معتصم و دست اندرکاران حکومت پنهان نبود، وی پس از استقرار در مسند خلافت و بیعت گرفتن از مردم، بلافاصله به سراغ امام جواد علیه السلام رفت و درصدد کنترل ایشان برآمد. امام را به بغداد فراخواند و وی را تحت نظر قرارداد تا از گسترش نفوذ سیاسی ـ اجتماعی امام علیه السلام جلوگیری کند. اما با نافرجام ماندن سیاست کنترل، درصدد به شهادت رساندن امام برآمد. از این رو نخست درباریان را واداشت تا حضرت را متهم به قیام علیه حکومت کنند. اما با شیوه هایی که امام در پیش گرفت، این طرح نقش بر آب شد. سرانجام درعین ضعف و ورشکستگی سیاسی ـ اجتماعی، از نارضایتی همسر امام بهره بردند و او را عامل اجرای نقشه شوم معتصم ساختند. دستگاه ظلم و قساوت، امام را در سن 25 سالگی در بغداد به شهادت رساند و شیعیان را در سوگ نشاند.
کوه صبر
فرزند رضای غریب! توانم رفته است و شکیبایی ام تمام شده است. رنج و اندوهی کشنده سراسر وجودم را فرا گرفته است. ای کوه صبر، ای آنکه صدای گرمت هدایت گر یاران بود و سینه آرامت خانه تهی دستان. ای آنکه از شاخه های سبز گفتارت گل های سرخ می رویید، با قدم هایت سپیده از راه می رسید، از سایه سار نگاهت، هزاران دل به میهمانی باران می شتافت و خورشید به ضیافت آسمان آبی باغ می رفت، اندوه فراق تو تا قیامت خوراک من است. پس ازتو کدام مژه با خواب آشنا می شود. هر لحظه زخم فراق تو تازه تر می شود رنج فقدانت التیام نمی پذیرد.
سایه جود
قاف سیمرغ حقیقت هستی و بود تقی علیه السلام است |
قاف تا قاف جهان در سایه جود تقی علیه السلام است |
بحر گردون گر چه غرق گوهر آمد سر به سر |
قطره ای از آب تیغ گوهر اندود تقی علیه السلام است |
سلامی به زلالی ایمان
سلامت باد اماما. ای جلوه روشن صداقت و ایثار. سلامی به صراحت حق، به روشنایی یقین و به زلالی ایمان. سلام بر تو که برکت دستانت، پایگاه توحید را از لوث اصنام پاکیزه کرد؛ سلامی به پاکی عفاف و صفای صبح. سلامت باد ای امام همام، ای محبوب نیلگون امامت. سلامی به صفای جبهه های نور، به عطر عبادت رزمندگان و به حرارت عشق سنگرنشینان. سلامت باد، ای آبروی دو عالم، ای جواد، ای تقی، ای فرزانه ترین فریاد تشیع سرخ. سلامی به حرارت شوق، به روشنی شفق و به قداست اشک سرخ.
|
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
،
:: برچسبها:
شهادت امام محمدتقی(ع) بر عموم مسلمین جهان تسلیت باد,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : جمعه 19 شهريور 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
هفته نیروی انتظامی گرامی باد
ایران کشورى باستانى است که در بیش از دو هزار سال قبل و در دوران سلسله هخامنشیان اولین بنیانگذار سیستم حکومتى گسترده امپراطورى مى باشد. از آنجا که هر حکومتى نیازمند به نظم و امنیت مىباشد در نتیجه کشور ما انواع سیستمهاى ایجاد نظم و امنیت را در طى تاریخ مورد آزمایش قرار داده است.

اما سیستم نوین ایجاد نظم و امنیت داخلى یعنى سازمان پلیس در ایران به حدود یکصد سال پیش مربوط مىباشد. شاه قاجار ناصرالدین شاه در سفرهاى سه گانه خود به اروپا و مشاهده پلیس نوین در آن کشورها و با استخدام یک مستشار بلژیکى به نام کنت دو بینو اولین سیستم پلیسى جدید را در ایران پایه گذارى نمود. این پلیس در طى یکصد سال گذشته و تا پیروزى انقلاب اسلامى در بهمن سال 1357 از فراز و نشیبهاى متفاوت برخوردار بوده است.
پلیس ایران براى مدتهاى طولانى از دو قسمت مهم پلیس شهرى و ژاندارمرى (مرزى و روستایى) تشکیل شده بوده، کمیته انقلاب اسلامى نیز به عنوان یکى از ارکان مهم حفظ نظم و امنیت داخلى و دفاع از ارزشهاى انقلاب در داخل کشور در بعد از پیروزى انقلاب به این مجموعه افزوده شد. کثرت نیروهاى پلیس در بعد از انقلاب و ضرورتهاى ادغام این نیروها باعث شد تا در سال 1370 با تصمیم مجلس شوراى اسلامى این سه نیرو در یکدیگر ادغام و سیستم پلیس واحد به وجود آید. براساس قانون جدید، پلیس ایران جزیى از ستاد نیروهاى مسلح و وابسته به وزارت کشور و در تبعیت از رهبرى معظم انقلاب قرار دارد.
پلیس جدید ایران در سه بخش تقریباً مستقل فرماندهی، حفاظت و اطلاعات و سازمان عقیدتى سیاسى تشکیل شده است. حوزه فرماندهى و حفاظت و اطلاعات تقریباً در ساختار سیستم پلیس کلیه کشورهاى جهان مشترک مى باشد. اما وجود سازمان عقیدتى سیاسى از ویژگیهاى سیستم پلیس ایران محسوب مىگردد. این سازمان موظف است تا در بعد اعتقادی، سیاسى نسبت به حفظ دستاوردهاى ارزشهاى انقلاب و ایجاد روحیه دیندارى و اخلاق متناسب با تعلیم دین اسلام که حفظ حرمت انسانها از جمله اصول اساسى است اقدام نماید.
تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن (عج)
حمید داودی راد
:: برچسبها:
هفته نیروی انتظامی گرامی باد,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
یازدهم ذیقعده سالروز ولادت با سعادت هشتمین كوكب هدایت و امامت، عالم آل محمد(ص)، حضرت امام رضا(ع) مبارک باد

برای ما ایرانیان افتخاری بزرگ است كه سرزمین خونرنگ ایران اسلامیمان هشتمین گوهر تابناك هدایت را در صدف وجود خویش جای داده است و برای ما ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت مایه فخر و مباهات است كه میزبان محبوب خدا و پاره تن خاتمالانبیاء (ص) حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء بوده و به نعمت ولایت عترت طاهره متنعم و از بركات آن وجود مشحون از خیر و بركت برخودار باشیم و بر ماست كه این افتخار میزبانی و شرافت اقامت در جوار بارگاه ملكوتی آن امام همام (ع) را مغتنم شمرده و از رشحات خوان بیكران آن حضرت پیوسته بهره جوییم و در سایه كسب معرفت و جلب محبت و اطاعت به آن واسطه فیض و مظهر لطف و رحمت بیانتهای الهی تقرب جوییم. چنان كه عارف حكیم و دلداده اهل بیت عصمت و طهارت(ع)، حضرت امام خمینی (ره) آستان قدس رضوی را مركز ولایت و محل قدس ملكوت و مركز علم الهی و مركز ملائكه الله و محل تجلینور و محل توجه ملائكه الله است میدانست و میفرمود: مركز ایران مشهدالرضا است و همه نعمتها از این مركز به سایر بلاد گسترده میشود.

به همین مناسبت،امام جماعت و نمازگذاران و مدیر سایت مسجد ، میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد، نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا (علیه السّلام) را به تمامای شیعیان جهان تبریک عرض می نماید.
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
،
:: برچسبها:
ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت علی بن موسی الرضا(ع) بر همگان مبارک,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : دو شنبه 24 شهريور 1393
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
حضرت احمد بن موسی شاهچراغ (علیه السلام)
.jpg)
«امامزاده سيد احمد بن موسی» كه به شاه چراغ مشهور است برادر «امام علي بن موسی الرضا (ع)» و یکی از پرهيزگارترين و با تقواترين فرزندان «امام كاظم علیه السلام» بود ؛ آنگونه که در حيات خود، هزار برده خريد و آنان را در راه خداوند آزاد نمود. آنچه در پی میآید گزارش مختصری است از هجرت، شهادت و بارگاه آن حضرت در شهر شیراز:
میلاد
تاریخ دقیق تولد حضرت احمد بن موسی شاهچراغ علیه السلام مشخص نیست. دو سال پیش، در شورای فرهنگ عمومی استان فارس نامگذاری یک روز به نام بزرگداشت آن حضرت مطرح شد و متولیان امر تصمیم گرفتند که روز تولد آن حضرت را به عنوان مراسم بزرگداشت انتخاب کنند. لذا برای مشخص شدن روز دقیق تولد، مورخان و محققان تحقیقات خود را آغاز کردند.
اما پس از بررسیهای به عمل آمده کارشناسان به این نتیجه رسیدند که روز تولد حضرت شاهچراغ علیه السلام بدرستی مشخص نیست و در این خصوص نقلهای متفاوتی وجود دارد. از این رو تصمیم بر این شد که در دهه کرامت ـ یعنی حدفاصل تولد حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) ـ یک روز به عنوان روز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی "شاهچراغ" علیه السلام تعیین شود.
سفر به شیراز
در زمانی که حضرت امام علی بن موسی(ع) با ولایتعهدی تحمیلی در "طوس خراسان" بودند، حضرت احمد بن موسی علیه السلام به اتفاق جناب «سید محمد عابد» و جناب «سید علاءالدین حسین» برادران خود و جمعی دیگر از برادرزادگان و اقارب و دوستان، به قصد زیارت آن حضرت از حجاز به سمت خراسان حرکت نمود. در بین راه نیز جمع کثیری از شیعیان و علاقهمندان به خاندان رسالت، به سادات معظم ملحق و به اتفاق حرکت نمودند تا جایی که مینویسند: به نزدیک شیراز که رسیدند، تقریباً یک قافله پانزده هزار نفری از زنان و مردان تشکیل شده بود.
خبر حرکت این کاروان را به خلیفه وقت «مأمون» دادند. وی ترسید که اگر چنین جمعیتی از بنیهاشم و دوستداران و فدائیان آنها به طوس برسند، اسباب تزلزل مقام خلافت گردد. لذا امریّهای صادر نمود به تمام حکام بلاد که در هر کجا قافله بنی هاشم رسیدند، مانع از حرکت شوید و آنها را به سمت مدینه برگردانید. به هرکجا این حکم رسید قافله حرکت کرده بود مگر شیراز.
حاکم شیراز مردی به نام «قتلغ خان» بود. وی با چهل هزار لشکر جرّار، در "خان زنیان" در هشت فرسخی شیراز اردو زد و همین که قافله بنی هاشم رسیدند، پیغام داد که حسب الامر خلیفه، آقایان از همین جا باید برگردید. حضرت سید احمد علیه السلام فرمود: «ما قصدی از این مسافرت نداریم، جز دیدار برادر بزرگوارمان». اما لشکر قتلغخان راه را بستند و جنگ شدید خونینی شروع شد اما لشکر در اثر فشار و شجاعت بنیهاشم پراکنده شدند.
لشکر شکست خورده، تدبیری اندیشیدند. بالای بلندیها فریاد زدند: «الان خبر رسید که ولیعهد [امام هشتم علیهالسلام ] وفات کرد»! این خبر مانند برق، ارکان وجود مردمان سستعنصر را تکان داده، از اطراف امام زادگان متفرق شدند. جناب سید احمد علیه السلام شبانه با برادران و اقارب از بیراهه به شیراز رهسپار گردیدندو با لباس مبدّل پراکنده شدند.
شهادت
بهرحال حضرت احمد بن موسی علیه السلام برای امان از گزند حكومت، به همراه برادر خود مخفیانه به شيراز رهسپار شد. سيد احمد در شهر شيراز در منزل يكي از شيعيان در منطقه "سردزك" كه مرقد ايشان در اين منطقه واقع است ، سكني گزيد و در خانه اين شخص مخفي گشت و شب و روز را به عبادت میگذرانید.
«قتلغ خان» كه جاسوساني را براي شناسايي و دستگير نمودن سادات كه از مناطق خود فرار نموده بودند قرار داده بود ، مكان ايشان را بعد از يك سال يافت و او و همراهانش را محاصره نمودند و نبردي بين آنها و مأموران حكومت در گرفت و سيد احمد با شهامت و شجاعت هاشمي خود به دفاع از خود و همراهان خود پرداخت.
هنگامي كه قتلغ دانست كه از طريق ستيز مسلحانه از ميان بردن آنان را ندارد از طريق خانه همسايه او شدند و از طريق شكافي كه در خانه همسايه درست كردند وارد خانهاي كه سيد أحمد در آن پناه برده بود، شدند و زماني كه او براي استراحت و تجديد قوا پس از نبردي طولاني به خانه رفته بود هنگام خروج، با شمشيري بر سر او ضربه اي وارد كردند .سپس به دستور «قتلغ خان» خانه را بر روي آن بدن شريف خراب كردند و زير آوار باقي گذاردند.
با توجه به تبليغ گسترده حكومت و مأموران بر عليه تشيع و اهلبيت(ع) تعداد زيادي از مردم كه از مخالفين تشيع بودند ،حرمت بدن شريف نوه پيامبر را نگاه نداشتند و آن را در زير آوار نگاه داشته و به خاك نسپردند.
يافتن بدن شريف
در اوایل قرن هفتم ،شيراز تحت سلطه «أبوبكر بن سعد مظفر الدين» قرار گرفت. وی انساني مؤمن بود که به نشر دين اسلام علاقه داشت و به علما و دانشمندان احترام مي گذاشت و سادات را دوست ميداشت. برخی از وزراء و مأموران دولتي او نيز اينچنين بودند. از جمله آنان «امير مسعود بن بدرالدين» بود كه انسانی بخشنده و به فکر آباداني سرزمين ها و بهبود وضع مردم بود. وی به زيبايي و نظافت شهر شيراز كه پايتخت حكومت به شمار مي رفت، همت گمارد و بنايای ويران و خرابه هاي آن را آباد نمود.
او علاوه بر دستور آباداني شهر شيراز ، دستور داد محلي كه سيد احمد در آن به شهادت رسيده بود را آباد كنند. در هنگام إعمار بنا و خالي نمودن آوارها، كارگران به بدن تازه جواني بلند قامت با سيمايي زيبا رسیدند كه به علت ضربه شمشيری در سرش كشته شده بود . كارگران او را از خاك خارج نموند و امير مسعود را مطلع ساختند. او به همراه برخي از افراد معتمدش به آن محل آمد و تحقيقات خود را برای کشف هویت صاحب بدن آغاز کرد. پس از کنکاش بسيار ، وجود دلائلي نظير انگشتري كه روي آن نوشته شده بود: «العزة لله، أحمد بن موسی» و نیز با توجه به وقايع تاريخي كه نقل شده بود، بر آنان ثابت شد كه اين بدن متعلق به جناب أحمد بن موسی است.
و هنگامي كه مردم شيراز بدن شريف را ديدند كه پس از چند صد سال از شهادت ايشان، هنوز تازه و دست نخورده است، دانستند كه صاحب اين بدن از اولياء الله است. در نتیجه به حقانيت تشيع یقين پیدا کردند و بسياري از آنان به مذهب تشيع روي آوردند.
سپس مسعود بن بدر الدين دستور داد در همان جا كه بدن ايشان را انجا يافته بودند بر بدن شريف نماز بخوانند و همان جابا احترام و تجليل در حضور علماء و بزرگان شيراز به خاك بسپارند و بر روي آن بنايي وسيع و زيبا بسازند تا زائران و عابران آن مزار را زيارت نمايند .اين بنا تا سال 658 ه ق فوت ملك مظفر الدين پا بر جا ماند.
چرا "شاهچراغ" ؟
درباره پیدا شدن مدفن حضرت احمد بن موسی علیه السلام حکایت دیگری نیز نقل شده است که توجه به آن دلیل نامیده شدن آن حضرت به "شاهچراغ" را نیز روشن میکند:
تا زمان «امير عضدالدوله ديلمي» کسي از مدفن حضرت احمد ابن موسي (ع) اطلاعي نداشت و آنچه روي قبر را پوشانده بود تل گلي بيش به نظر نميرسيد که در اطراف آن، خانههاي متعدد ساخته شده بود. از جمله پيرزني در پايين آن تل، خانهاي گلي داشت و در هر شب جمعه، ثلث آخر شب مي ديد چراغي در نهايت روشنايي در بالاي تل خاک مي درخشد و تا طلوع صبح روشن است، چند شب جمعه مراقب مي بود، روشنايي چراغ به همين کيفيت ادامه داشت با خود انديشيد شايد در اين مکان، مقبره يکي از امامزادگان يا اولياء الله باشد، بهتر آن است که امير عضدالدوله را بر اين امر آگاه نمايم.
هنگام روز پيرزن به همين قصد به سراي امير عضدالدوله ديلمي رفت و کيفيت آنچه را ديده بود به عرض رسانيد.امير و حاضرين از بيانش در تعجب شدند.درباريان که اين موضوع را باور نکرده بودند، هر کدام به سليقه خود چيزي بيان کردند. اما امير که مردي روشن ضمير بود گفت: «اولين شب جمعه شخصاً به خانه پيرزن ميروم تا از موضوع آگاه شوم».
چون شب جمعه فرا رسيد شاه به خانه پيرزن آمده و دور از خدم و حشم آنجا خوابيد و پيرزن را فرمود هر وقت چراغ روشن گرديد مرا بيدار کن .چون ثلث آخر شب شد پيرزن بر حسب معمول روشنايي پرنوري قوي تر از ديگر شب هاي جمعه مشاهده کرد و از شدت شعفي که به وي دست داده بود بر بالين امير عضدالدوله آمده و بي اختيار سه مرتبه فرياد زد: « شاه! چراغ».
امير بيدار شد و ناگهاني از خواب پريده و چشمش را متوجه سمتي نمود که پيرزن چراغ را به او نشان مي داد و چون علنا و آشکارا چشمش نور چراغ را ديد در شگفتي عجيب بماند و چون رو به سمت چراغ بر بالاي تل برآمد اثري از چراغ نديد و چون به پايين آمد باز نور چراغ با روشنايي زياد خود نمايي مي کرد،خلاصه اينکه امير شخصي را جهت کاوش در آن منطقه مامور مي کند و..... مقبره فرزند ارشد موسي بن جعفر(ع) حضرت شاهچراغ پيدا مي گردد و به دستور امير بر بالاي آن جايگاهي ساخته ميشود که تا امروز زيارتگاه عاشقان اهل بيت عصمت و طهارت است.
توسعه بارگاه
در سال 745 هجری قمری، زماني كه شيراز به دست ملك اسحاق بن محمود رسيد و وارد آن شد ، مادر او «تاشي خاتون» كه زني صالح و پاك دامن بود ، پس از تشرف به مرقد شريف دستور داد مرقد سيد أحمد را ترميم نمايند و گنبدي بزرگ و زيبا بر روي مرقد ايشان بنا نمايند.
اين بانوي نيكوكار، اقدام به بهسازي بارگاه كرد و در عرض ۵ سال از سال ۷۴۵ تا ۷۵۰ (ه.ق) آرامگاهي وسيع و گنبدي بلند بر آن ساخت. همچنين در جنب آرامگاه، مدرسهای وسيع بنا كرد. او همچنين تعداد زيادي از مغازههای بازار نزديك حرم و ملك "ميمند فارس" را وقف بر اين آستان مقدس كرد.
ابن بطوطه جهانگرد مراكشي كه در سال ۷۴۸ (ه.ق) براي بار دوم به شيراز سفر كرده، در سفرنامه خود درباره اقدامات ملكه تاشی خاتون و توصيف آرامگاه، چنين نوشته است: "اين آرامگاه در نظر شيرازی ها احترام تمام دارد و مردم برای تبرك و توسل به زيارتش میروند. تاشي خاتون، مادر شاه ابواسحاق، در جوار اين بقعه بزرگ، مدرسه و زاويه اي ساخته است كه در آن به اطعام مسافران میپردازند و عده اي از قاريان پيوسته بر سر تربت امام زاده، قرآن میخوانند شب هاي دوشنبه، خاتون به زيارت آرامگاه میآيد و در آن شب قضات و فقها و سادات شيراز نيز حاضر میشوند. اين جمعيت در بقعه جمه میشوند و با آهنگ خوش به قرائت قرآن مشغول میشوند. خوراك و ميوه به مردم داده ميشود و پس از صرف طعام، واعظ، بالاي منبر میرود و تمام اين كارها در بين نماز عصر و شام انجام میگيرد".
پس از انقلاب
از نخستين سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاكنون، اقدامات زیادی در توسعه این بارگاه قدسی صورت گرفته است ؛ از جمله:
- توسعه مجموعه فرهنگی مذهبی حرم در زمينی به مساحت ۱۰۰ هزار متر مربع.
- ايجاد ۱۶۲ حجره در دور تا دور حياط در دو طبقه كه پيشاني و تاق نمای اين حجرهها تماماً كاشی كاری شده است.
- نصب سنگ مرمر در كف حرم و ديوارهاي اطراف.
- سنگ فرش كردن حياط وسيع آرامگاه.
- ساخت سر در جنوبی كه اسكلت اين در، بتون آرمه است و قسمتي از وصيتنامه امام(ره) بر روی كاشی معرق به خط نستعليق زينت بخش فضاي درونی آن است. دو لنگه در وروردی آن از چوب ساج تهيه شده و به وسيله ورق و قبههای هشت پر برنزی آراسته شده است.
- در غرب حرم، سالنی زيبا ساخته شده كه كف آن و ديوارهای اطراف تا ارتفاع ۱.۵ متر سنگ مرمر شده و اسامی الهی با خط زيبا و به رنگ طلايی بر سطح آن نوشته شده اتس. پنجرههای مشبك چوبی و شيشه هاي رنگي در شكل مختلف، زيبايي آن را دوچندان كرده است. آينه كاري و گچ بري آن به سبك سنتی انجام گرفته است.
- ساخت گلدسته جنوبی، اين گلدسته شبيه و قرينه گلدسته شمالي است. كاشي كاري آن داراي رنگ طبيعي است. اگر چه بدنه آن و نوشته هايش شبيه گلدسته شمالي است اما سطح گلدسته شمالي به نام هاي خداوند مزين شده و حال آن كه بر بدنه اين گلدسته، نام هاي امامان و لقب هاي آنها با هنرمندي خاصي نوشته شده است.
- در سقف ايوان، چوب ساج به كار رفته و اسامي الهي و ائمه اطهار با چوب نارج و افرا بر آن نوشته شده است.
- حوض بزرگي در ميان حياط با الهام از سبك مذهبي ساخته شده است. سنگ هاي بزرگ اين حوض از جنس چيني است و از معادن ني ريز فارس تهيه شده است.
- در دور تا دور آرامگاه، خارج از محوطه، بازارهايي دوطبقه ساخته شده اند. ساختمان اين بازارها اگر چه با مصالح نوين ساخته شده، اما در ساخت آن، شيوه سنتي و معماري اصيل ايراني محفوظ مانده است.
تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن(عج)
:: برچسبها:
21 شهریور ماه روز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی شاهچراغ (علیه السلام),
حمید داودی راد,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : دو شنبه 19 شهريور 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها و روز دختر

حضرت فاطمه معصومه (ع) در اوّلین روز ماه ذى القعده سال 173 هـ ق، 25 سال بعد از تولد حضرت امام رضا (ع) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.
از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند تا ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.
آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون (س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان، هنگامى که حضرت معصومه (س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا (ع) قرار گرفت.[1]
حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است
اطلاق «معصومه» بر فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع)
نام حضرت معصومه، فاطمه است. در کتاب های روایی و تاریخی نیز، از آن حضرت با عنوان فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) یاد شده است،[2] امّا صدها سال است که آن حضرت با این لقب مشهور هستند،[3] و این لقب نزد ایرانیان تبدیل به اسم برای ایشان شده است.
حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود[4] نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است.[5]
لازم به ذکر است که عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،[6] می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود.
ورود حضرت معصومه (س) به قم
در سال 2ظ ظ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه خود بیاورند راهى خراسان شدند.
حضرت معصومه یک سال بعد از هجرت تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو، در سال 201 هجری قمری، به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. در شهر ساوه عده اى از مخالفان اهل بیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه کاروان آنان را گرفته و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت (س) معصومه را نیز مسموم کردند.
عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود
به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. حدوداً در روز 23 ربیع الاول سال 2ظ 1 هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. و در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود در منزل «موسى بن خزرج» فرود آمدند و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.
آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى کرد. محل زندگی و عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» بود که هم اکنون محل زیارت ارادت مندان آن حضرت است.[7]
پی نوشت ها :
[1] . برگرفته از سایتharam.masoumeh.com
[2]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 267، چاپ اول، نشر جهان، تهران، 1378 ق.
[3]. ر. ک: مجلسی، بحار الانوار، ج 106، ص 168,
[4]. معصوم کسی است که به لطف خدا از هرگونه آلودگی به گناه و کارهای زشت و ناشایست و پلید امتناع کند، آن هم نه به گونه جبری، بلکه در حالی که توان انجام آنها را داشته باشد، نیز از هرگونه اشتباه و خطایی به دور است. حضرت امام جعفر صادق (ع) در این خصوص می فرماید: ”المعصوم؛ هو الممتنع بالله من جمیع المحارم. و قد قال الله تبارک و تعالی: و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم؛ معصوم کسی است که توسط خدا از همه گناهان حفظ می شود و خداوند در این باره فرمود: هر آن که به حفظ الاهی بپیوندد، به یقین به راه راست هدایت شد، شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 132، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1361 هـ ش، برگرفته از نمایه مفهوم عصمت و امکان عصمت افراد شماره 249 در سایت اسلام کوئست.
[5]. عاملى، شیخ حر، وسائلالشیعة، ج 14، ص 576، ح 94، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، 1409 هـ ق، مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ وَ عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) عَنْ زِیَارَةِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (ع) بِقُمَّ فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّة.
[6]. ر. ک: حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 14، ص 576، ح 19850 و 19851,
[7].بر گرفته از سایت حضرت معصومه با تلخیص.
منبع :
زندگانی حضرت معصومة علیها السلام (حیات الست) ؛ مهدی منصوری
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
،
:: برچسبها:
ولادت حضرت معصومه (س) و روز ملی دختران گرامی باد,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : دو شنبه 15 مرداد 1395
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد

حضرت امام جعفر صادق(ع) پيشواي ششم مسلمانان، در اين روز به دست خليفه ي عباسي، منصور دوانيقي مسموم و در مدينه به شهادت رسيد. امام صادق(ع) به شيخ الائمه نيز معروف است زيرا عمر ايشان از تمامي ائمه اطهار(ع) طولاني تر است. حضرت را در قبرستان بقيع در كنار پدر، جدّ و امام حسن مجتبي(ع) دفن كردند.
آن امام به هنگام شهادت شصت و پنج سال داشته و مدت سي و چهار سال از امامت حضرتش مي گذشت.
در ميان امامان معصوم(ع)، براي هيچ كدام همانند امام صادق(ع) فرصت و شرايط مساعدي پيش نيامد تا بتوانند در سطح وسيع به انقلاب فرهنگي بپردازند و با تشريح فرهنگ غني و پُرمايه ي اسلام، بر گسترش اين دين آسماني بيفزايند. ولي براي امام صادق(ع) اين فرصت، در گير و دار كشمكش ها و رودرويى بني اميه و بني عباس و جنگ قدرت به دست آمد. آن بزرگمرد علم و عمل از اين فرصت استفاده ي كامل كرد و اسلام و فقهِ آن را از ديدگاه ائمه ي اهل بيت(ع) معرفي نمود و با تربيت شاگردان بسيار و برجسته، حيات تازه اي به اسلام و مسلمين بخشيد و فرهنگ ناب تشيّع را كه از متن اسلام محمدي و علوي نشأت گرفته بود به جهانيان عرصه كرد. امام صادق(ع) به عنوان رييس مذهب جعفري حوزه ي علميه ي اسلامي در سطح عميق و وسيع تشكيل داده و علوم اسلامي را تدريس مي نمود. در اين حوزه، چهار هزار نفر به فراگيري علوم آل محمد(ص) مي پرداخته و حضرت در اين زمان، اسلام اصيل را از زير حجاب تيره و تار اسلام بني اميه و بني عباس آشكار ساخت.
منبع : برنامه روزشمار تاريخ ازمركز پژوهشهاي صدا و سيما
آیات و روایات متناسب :
شهادت امام صادق عليه السلام
امام كاظم عليه السلام :
كانَ يُعرَفُ مَوضِعُ سُجُودِ أبي عَبدِاللَّهِ بِطيبِ رِيحِهِ
سجده گاه امام صادق عليه السلام از بوي خوش آن شناخته مي شد
الكافي ، ج 6 ، ص 511 .
مالك بن أنس (فقيه المدينة) :
كانَ الصادقُ عليه السلام رَجُلاً لايَخلُو مِن إحدي ثَلاثِ خِصالٍ : إمّا صائماً و إمّا قائماً و إمّا ذاكِراً و . . . طَيِّبُ المُجالَسَةِ ، كَثيرَ الفَوائدِ
امام صادق عليه السلام هميشه در يكي از سه حالت بود : يا روزه دار بود يا در حال نماز و يا ذكر مي گفت . . . مجلسش نيكو و نفعش فراوان بود
بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 16 .
سخنان برگزيده
امام صادق عليه السلام :
الغِيبَةُ أن تَقولَ في أخيكَ ما سَتَرهُ اللَّهُ عَلَيهِ
غيبت آن است كه درباره برادرت چيزي بگويي كه خداوند آن را پنهان كرده است
ميزان الحكمه ، ح 15510 .
امام صادق عليه السلام :
لايَتِمُّ المَعروفُ إلاّ بِثَلاثٍ : تَعجيلِهِ و تَصغيرِهِ و تَستيرِهِ
كار نيك تمام نمي شود مگر به سه چيز : شتاب در انجام دادن ، كوچك شمردن و پنهان داشتن آن
خصائص الائمه ، ص 100 .
امام صادق عليه السلام :
أروَحُ الرُّوحِ اليَأسُ عَنِ النّاسِ
خوش ترين آسايش ، نوميدي از مردم است
مشكاة الأنوار ، ص 324 .
امام صادق عليه السلام :
صِلَةُ الرَّحِمِ تُهَوِّنُ الحِسابَ يَومَ القيامَةِ
صله رحم حساب را در روز قيامت آسان مي كند
بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 210 .
امام صادق عليه السلام :
مَن يَثِقَ بِاللَّهِ يَكفِهِ ما أهَمَّهُ مِن أمرِ دُنياهُ و آخِرَتِهِ
هر كه به خدا اعتماد كند ، خداوند كارهاي دنيا و آخرتش را ، كه او را بي قرار كرده اند، كفايت مي كند
تحف العقول ، ص 304 .
امام صادق عليه السلام :
إعمَلِ اليَومَ فِي الدُّنيا بِما تَرجُو بِهِ الفَوزَ فِي الآخِرَةِ
امروز در دنيا كاري كن كه به وسيله آن اميد رستگاري در آخرت داري
تحف العقول ، ص 306 .
امام صادق عليه السلام :
مَن عَيَّرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم يَمُت حَتّي يَرتَكِبَهُ
هر كس مؤمني را بر انجام دادن گناهي سرزنش كند ، نمي ميرد تا آن كه خود آن گناه را مرتكب شود
الكافي ، ج 2 ، ص 356 .
امام صادق عليه السلام :
ضَمِنتُ لِمَنِ اقتَصَدَ أن لايَفتَقِرَ
من ضمانت مي كنم كه هر كه ميانه روي پيشه كند ، فقير نشود
الخصال ، ص 9 .
امام صادق عليه السلام :
إعرِفُوا مَنازِلَ النّاسِ عَلي قَدرِ رِوايَتِهِم عَنّا
منزلت مردم را به اندازه نقل حديث شان از ما بشناسيد
الكافي ، ج 1 ، ص 50 .
امام صادق عليه السلام :
بَرُّوا آبائكُم يَبَرَّكُم أبنائُكُم
به پدرانتان نيكي كنيد تا فرزندانتان به شما نيكي كنند
تحف العقول ، ص 359 .
:: موضوعات مرتبط:
شهدای مسجد،
دین و اندیشه،
،
:: برچسبها:
شهادت امام صادق (ع),
امام صادق علیه سلام,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : دو شنبه 5 شهريور 1393
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
امام جماعت باید با اخلاقش مردم را جذب مسجد کند
همشهری آنلاین: امام جماعت مسجد حجت بن الحسن(ع) گفت: برنامههای معنوی در مساجد باید موجب جذب عموم مومنین بویژه نو نهالان به مسجد شود.
حجتالاسلام حمید شیوایی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بابیان اینکه «مسجد محل تجمع مومنین و مومنات است و در نگاه اسلامی یک سنگر است و ما باید این سنگر را حفظ کنیم» ادامه داد: در منطق قرآن مسجد اهمیت فراوانی دارد.
وی با بیان اینکه «مساجد، خانههای خدا بر روی زمین هستند» ادامه داد: از نشانههای ایمان به خدا و قیامت این است که انسان به تعمیر مساجد بپردازد.
شیوایی با اشاره به لزوم غبارزدایی از مساجد، اظهار کرد: به هر حال مساجد باید از جهت مادی و معنوی مأمن و جایی باشند که از هر لحاظ جذبه داشته باشند و نمازگزاران را به خود جذب بکنند و تمیز، پاک و منزه و با معنویت باشد و با برنامههای معنوی در مسجد موجب جذب عموم مومنین به مسجد بویژه نو نهالان شود.
وی اظهار کرد: بحث دیگر در رابطه با نقش بی بدیل امام جماعت است به هر حال امام جماعت نقش مدیریتی در مسجد دارد و با برنامهریزی، اخلاق و با خیرخواهی که نسبت به مومنین دارد میتواند آنها را به مسجد جذب کند و نقش وی مدیریت و هدایت است و در جذب دیگران به مسجد تاثیر دارد و همچنین مشی، سلوک و سبک زندگی امام جماعت باید مانند دیگر مردم باشد و مثل عموم مردم در جامعه زندگی کند.
امام جماعت مسجد حجت بن الحسن(ع) ادامه داد: یک امام جماعت باید با اخلاق و رفتارش دیگران را هدایت کرده و زندگیش هم از حیث مادی و هم از حیث رفتاری و اخلاقی الگویی برای دیگران باشد و با رفتارش دیگران را به مسجد جذب کند.
شیوایی افزود: مسجد ارکانی دارد که یک بخش عمده آن نمازگزاران هستند و باید آنها با هم همکاری کرده و با امام جماعت همفکری کنند و مشاورت و معاونت داشته باشند تا بتوانند در مسجد نقش اساسی خود را ایفا کنند و در این سنگر بزرگ الهی از معارف دین به نحو صحیح و بسیار جذاب پاسداری کنند.
وی با بیان اینکه «فرهنگ مسجدی یعنی فرهنگ محبت، مودت، فرهنگ ایمان و فرهنگ معارف دینی واخلاق اسلامی» ادامه داد: این موارد باعث میشوند جوانان که سرمایههای اصلی و آینده سازان کشور ما هستند به مسجد جذب شوند.
امام جماعت مسجد حجت بن الحسن(ع) با اشاره به برنامههای مسجد خود، ادامه داد: ما در بین صلاتین هیچ برنامهای نداریم که این خود به هر حال یک عاملی برای جذب مردم خصوصاً کسبه به نماز جماعت است و برنامههایی چون آموزش رشتههای هنری مثل خیاطی، گلدوزی و امداد و درمان برای بانوان برگزار میکنیم که با استقبال فراوانی از سوی آنان روبرو شده است.
شیوایی با بیان اینکه «ما یک وب سایت هم برای مسجد حجت ابن الحسن(ع) راهاندازی کردهایم که حدوداً بیش از یک سال است که فعال شده و بیش از 30 هزار نفر مراجعه کننده دارد» اظهار کرد: با هماهنگی آموزش و پرورش منطقه خود، سه مرحله مسابقه فرهنگی در سطح آموزش و پرورش منطقه و همچنین برای نمازگزاران برگزار کردیم و عموم مومنین که حدوداً 5 هزار نفر بودند از این برنامهها استقبال کردند.
:: برچسبها:
امام جماعت باید با اخلاقش مردم را جذب مسجد کند,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد ,
مسجد حجت ابن الحسن,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : پنج شنبه 20 تير 1392
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
آیاتی از قرآن که درباره امام زمان (عج) است
آیات بسیاری درباره امام زمان (عج) در قرآن وجود دارد. و بعضی تا ۲۵۰ آیه از آیات قرآن را مرتبط به امام زمان (عج) دانسته اند. ما در این جا تنها به چند آیه به نقل از کتاب مهدی موعود، نوشته علامه مجلسی اشاره می کنیم.
سوره هود آیه ۸
وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَیَقُولُنَّ ما یَحْبِسُهُ أَلا یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛ اگر عذاب را تا مدت معینى (ظهور امام زمان) بتأخیر بیاندازیم خواهند گفت چه چیز آن را باز داشت (و مانع ظهور امام زمان چیست؟) بدانید روزى که عذاب مىآید از آنها برداشته نمیشود، بلکه بر آنان فرود آمده و آنچه را استهزاء بآن میکردند خواهند دید. از امیر المؤمنین روایت شده که در تأویل این آیه شریفه فرمود: أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ اصحاب قائم آل محمد است که سیصد و سیزده نفر میباشند. امام صادق (ع) فرموده اند: این عذاب قیام امام زمان و امت معدوده یاران او میباشند. که برابر با سپاه اسلام در جنگ بدر هستند (یعنى ۳۱۳ تن میباشند).سوره ابراهیم آیه ۵وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ موسى را همراه آیات خود فرستادیم تا قوم خود را از ورطه ظلمانى کفر درآورده بوادى نورانى ایمان رهبرى کند، و آنها را بروزهاى خداوندى متذکر گرداند که در آن آیاتى است براى هر صبرکننده شکرگزارى. در خصال صدوق از امام باقر روایت نموده که فرمود «ایام اللَّه» سه روز است: روز قیام قائم آل محمد، روز رجعت و روز قیامت.سوره انبیاء آیه ۱۰۵وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛ در زبور (حضرت داود پیغمبر) بعد از کتب آسمانى سابق نوشتیم که: زمین را بندگان صالح ما بارث میبرند. و اینان قائم آل محمد و یاران او میباشند.سوره حج آیه ۳۳أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ؛ بآنان که ستم دیدهاند اگر پیکار کنند، اجازه جنگ داده شده و خداوند قدرت بر یارى آنها دارد.ابن ابى عمیر از عبد اللَّه بن مسکان از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: او قائم آل محمد است که براى خون- خواهى حسین علیه السّلام قیام میکند.سوره صف آیه ۸یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ؛ مىخواهند نور خدا را به دهانهایشان خاموش کنند ولى خدا کامل کننده نور خویش است، اگر چه کافران را ناخوش آید. از حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام معنى آیه یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ را پرسید، حضرت فرمود: مقصود دوستى امیر المؤمنین علیه السّلام است وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ یعنى خداوند امامت را بآخر میرساند بدلیل آیه شریفه: الذین فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا که مقصود از نور همان امام است. محمد بن فضیل میگوید: عرض کردم: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ» یعنى چه؟ فرمود: یعنى خداوند به پیغمبرش دستور داد که لزوم دوستى جانشین خود «امیر المؤمنین» را به مردم اعلام کند، و دوستى وصى پیغمبر «دین حق» است.عرض کردم «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ» چیست؟ فرمود: یعنى خداوند بهنگام ظهور قائم ما دین حق را بر همه ادیان باطله پیروز میگرداند. چنان که خود فرموده: «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» یعنى خداوند نور خود را با ولایت قائم آل محمد تمام میکند «وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ» یعنى هر چند دشمنان على این را نخواهند. عرض کردم: اینکه میفرمائى تنزیل و ظاهر معنى قرآن است! فرمود: آرى آنچه که گفتم تنزیل و ظاهر معنى قرآن است.سوره ملک آیه ۳۰قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ؛ مَعِینٍاى پیغمبر! بمردم بگو: بمن بگوئید: اگر آبى که در دسترس دارید در زمین فرو رود کیست که آب روان براى شما بیاورد؟. از حضرت امام رضا علیه السّلام روایت است که فرمود: «مائکم» یعنى (ابوابکم) که ائمه هستند و ائمه ابواب (ودرهاى رحمت الهى) میباشند «فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ مَعِینٍ» یعنى کیست که علم امام را براى شما بیاورد؟ (و آن درها را بروى شما بگشاید)؟سوره صف آیه ۹ و سوره توبه آیه ۳۳هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ خدا فرستاده خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه دینها غالب شود. هر چند مشرکین نخواهند. راوی می گوید: از امام هشتم از آیه هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى … سؤال کردم. فرمود هنوز موقع تأویل این آیه نرسیده است گفتم: قربانت گردم! کى موقع آن فرا میرسد؟ فرمود؟ ان شاء اللَّه هنگامى که قائم قیام کند و چون قیام کند هر جا کافر و مشرکى باشد، ظهور او را ناخوش دارد تا جایى که اگر کافرى در دل سنگى پنهان شود سنگ صدا میزند اى مؤمن! کافرى یا مشرکى در من پنهان شده او را بکش. خداوند او را بیرون مىآورد و یاران قائم او را بقتل میرسانند. و هم در آن کتاب از ابن عباس روایت نموده که وى در باره آیه لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ گفت: این در زمانى است که تمام یهودیان و نصارى و پیروان هر کیشى بدین حنیف اسلام بگروند و گرگ و میش و گاو و شیر و انسان و مار از جان خود ایمن باشند، موقعى که دیگر موش انبانى را پاره نمیکند وقتى که حکم جزیه گرفتن از اهل کتاب ساقط مىشود و هر جا صلیبى است شکسته میگردد و خوگها معدوم مىشود و این بهنگام قیام قائم آل محمد خواهد بود.سوره نور آیه ۵۵وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً؛ خداوند بکسانى- که از شما ایمان آورده و عمل صالح پیشه ساختهاند وعده داده که آنها را در زمین نماینده خود گرداند چنان که همانند آنها را سابقا خلیفه کرد. و ثابت میدارد دین آنها را که براى آنان برگزید، ترس آنها را تبدیل بأمن کنیم و اینان هیچ گاه بمن شرک نیاورند. در غیبت شیخ روایت میکند که این آیه نیز در باره مهدى موعود و یاران او نازل شده.سوره قصص آیه ۵وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ؛ و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روى زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم. در غیبت شیخ از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت میکند که در تفسیر این آیه فرمود: اینان که در زمین ضعیف گشتهاند آل پیغمبرند که خداوند مهدى آنها را برانگیزد تا آنان را عزیز و دشمنانشان را ذلیل گرداند.
تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن(ع)
:: موضوعات مرتبط:
قرآن،
تفسیر قرآن،
زندگینامه امامان،
،
:: برچسبها:
آیاتی از قرآن که درباره امام زمان (عج) است,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
قرآن,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : چهار شنبه 19 تير 1392
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَـئِكَ أَن یَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِینَ» (التوبة - آیه 18 ) ؛
:: برچسبها:
هفته تکریم مساجد مبارک,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد

یک روز پس از سوءقصد به جان آیت ا... خامنهای در ششم تیر ماه 1360، در ساعت 20 و30 دقیقه شامگاه روز یکشنبه هفتم تیر ماه 1360، جلسهای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران برگزار شد.
نوای ملکوتی قرآن کریم در فضای سالن طنین انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعدهی الهی میداد. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی آغاز سخن نمود. بحث دربارهی تورم بود، اما عدهای از اعضاخواسته بودند که راجع به انتخابات ریاستجمهوری نیز صحبت شود. دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد:
«ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهرهسازی کنند و سرنوشت مردم ما را بهبازی بگیرند. تلاشکنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را بهبازی نمیگیرند، انتخاب شوند.»
«ما بار دیگر نباید اجازه دهیم، استعمارگران برای ما مهرهسازی کنند و سرنوشت مردم ما را بهبازی بگیرند. تلاشکنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را بهبازی نمیگیرند، انتخاب شوند.»
این کلمات که از لبان حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان برقی جهید و نوری خیرهکننده و صدایی مهیب برخاست و در کمتر از یک ثانیه، از سالن جلسات حزب جمهوری اسلامی جز تلی از خاک چیزی نماند.
وضعیت کشور پس از این حادثه خیلی سخت بود. مجلس در مرز سقوط از نظر عدد قانونی قرار گرفت. رئیس شورای عالی قضایی، دکتر بهشتی به شهادت رسیده بود و شورای ریاست جمهوری که پس از عزل بنیصدر تشکیل شد نیز مهمترین عضوش را از دست داد. چهار عضو فعال کابینه و چند تن معاون وزیر هم در میان آنان بودند. حزب جمهوری که محور تنظیم امور کشور بود، هفت عضو شورای مرکزی و دبیرکلش را در یک لحظه از دست داده بود. شورای عالی دفاع، با عزل رئیس جمهور، شهادت دکتر چمران، دکتر بهشتی و نیز با وضعیت جسمانی آیت ا... خامنهای حال و روز خوبی نداشت.
انفجار دفتر مرکزی جمهوری اسلامی در تهران و شهادت 72 تن از برجستگان و نیروهای لایق و کارآمد انقلاب، عکسالعمل استکبار جهانی و عوامل داخل آنها در قبال برکناری بنیصدر و حذف ضد انقلاب از صحنه سیاسی کشور توسط مسئولین نظام اسلامی بود. عامل بمبگذاری، منافق نفوذی به نام محمّدرضا کلاهی بود که خود جزء نیروهایخدماتی حزب بهحساب میآمد و پس از انفجار موفق به فرار گردید و راهی فرانسه شد. عوامل این حادثه بزرگ معتقد بودند که در اثر کشتار مسئولان عالی رتبه، اوضاع کشور به هم میریزد و انقلاب اسلامی از بین خواهد رفت.
اما با امداد الهی و با حضور معدود مردان سیاسی در کنار رهبر انقلاب، اوضاع سیاسی کشور دوباره کمی سامان گرفت و این روز به خاطر شهید بهشتی، مرد شماره اول پس از رهبر انقلاب که رئیس قوه قضائیه بود، روز قضائیه نامگذاری شد.
اسامي شهداي انفجار دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي
|
|
|
|
رييس ديوان عالي کشور |
1) آيت الله دکتر سيد محمد حسيني بهشتي |
نمايندهي مردم شهرکرد |
2) رحمان استکي |
نمايندهي مردم تهران |
3) دکتر سيد محمد باقري لواساني |
نمايندهي مردم يزد |
4) دکتر سيد رضا پاکنژاد |
نمايندهي مردم رامهرمز |
5) عليرضا چراغزاده دزفولي |
نمايندهي مردم بندرعباس |
6) حجتالاسلام غلامحسين حقاني |
نمايندهي مردم نهاوند |
7) حجتالاسلام محمدعلي حيدري |
نمايندهي مردم زابل |
8) حجتالاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبايي |
نمايندهي مردم بوشهر |
9) عباس حيدري |
نمايندهي مردم نايين |
10) دکتر سيد شمس الدين حسيني ناييني |
نمايندهي مردم شوش و انديمشک |
11) سيد محمد کاظم دانش |
نمايندهي مردم تربت جام |
12) علي اکبر دهقان |
نمايندهي مردم مشهد |
13) دکتر عبدالحميد ديالمه |
نمايندهي مردم تفرش و آشتيان |
14) حجتالاسلام دکتر غلامرضا دانش آشتياني |
نمايندهي مردم ملاوي لرستان |
15) حجتالاسلام سيد فخر الدين رحيمي |
نمايندهي مردم شوشتر |
16) سيد محمد جواد شرافت |
نمايندهي مردم رودباران |
17) ميربهزاد شهرياري |
نمايندهي مردم درود و ازنا |
18) حجتالاسلام محمد حسين صادقي |
نمايندهي مردم مشهد |
19) حجت الاسلام دکتر قاسم صادقي |
نمايندهي مردم اردستان |
20) حجتالاسلام سيد نور الله طباطبايي نژاد |
نمايندهي مردم اسفراين |
21) حجتالاسلام حسن طيبي |
نمايندهي مردم لنگرود |
22) سيف الله عبدالکريمي |
نماينده مردم ساري |
23) حجتالاسلام عبدالوهاب قاسمي |
نمايندهي مردم نوشهر |
24) حجتالاسلام عمادالدين کريمي |
نمايندهي مردم نجف آباد |
25) حجتالاسلام محمد منتظري |
نمايندهي مردم نور |
26) عباسعلي ناطق نوري |
نمايندهي مردم لارستان |
27) مهدي نصيري لاري |
نمايندهي مردم اراک |
28) حجتالاسلام علي هاشمي سنجاني |
وزير نيرو |
29) دکتر حسن عباسپور |
وزير مشاور و سرپرست سازمان بهزيستي کشور |
30) دکتر محمدعلي فياضبخش |
وزير پست و تلگراف و تلفن |
31) دکتر محمود قندي |
وزير راه و ترابري |
32) موسي کلانتري |
معاون بازرگاني خارجي وزارت بازرگاني |
33) دکتر جواد اسدالهزاده |
معاون دفتر آموزش سازمان بهزيستي |
34) عباس ارشاد |
معاون بازرگاني داخلي وزارت بازرگاني |
35) مهدي امينزاده |
معاون پارلماني و هماهنگي وزارت بارزگاني |
36) محمدصادق اسلامي |
معاون وزارت راه و ترابري |
37) مهندس محمد تفويضي زواره |
معاون امور مالي وزارت بهداري |
38) دکتر هاشم جعفري معيري |
معاون وزارت آموزش و پرورش |
39) ايرج شهسواري |
معاون وزارت بازرگاني |
40) عباس شاهوي |
معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالي |
41) دکتر حسن عضدي |
معاون امور پارلماني و هماهنگي وزارت کار |
42) حبيب الله مهمانچي |
معاون رفاه تعاون وزارت آموزش و پروش |
43) غلامعلي معتمدي |
معاون وزارت آموزش و پرورش |
44) سيد کاظم موسوي |
عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي |
45) حسن اجارهدار (حسني) |
عضو حزب جمهوري اسلامي |
46) عباس ابراهيميان |
عضو دفتر سياسي حزب جمهوري اسلامي |
47) حجتالاسلام علياکبر اژهاي |
عضو حزب جمهوري اسلامي |
48) علي اصغر آقا زماني |
عضو حزب جمهوري اسلامي |
49) محمود بالاگر |
عضو حزب جمهوري اسلامي |
50) حسن بخشايش |
عضو حزب جمهوري اسلامي |
51) محمدپور ولي |
عضو حزب جمهوري اسلامي |
52) رضا ترابي |
مسؤول آموزش واحد مهندسين حزب |
53) مهندس مهدي حاجيان مقدم |
عضو حزب جمهوري اسلامي |
54) محمد خوش زبان |
عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي |
55) علي درخشان |
عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي |
56) جواد سرافراز |
عضو حزب (مسؤول آموزش شهرستانها) |
57) حجتالاسلام حسين سعادتي |
مشاور عمراني وزارت کشور |
58) مهندس محمد علي مجيدي |
عضو حزب جمهوري اسلامي |
59) حبيب الله مهدي زاده طالعي |
عضو حزب جمهوري اسلامي |
60) سيد محمد موسوي فر |
عضو حزب جمهوري اسلامي |
61) محسن مولايي |
عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي |
62) جواد مالکي |
عضو هيأت پنج نفرهي کشاورزيمنطقهي مازندران |
63) حجتالاسلام عبدالحسين اکبري مازندراني ساروي |
مديرعامل بانک کشاورزي |
64) مهندس حسين اکبري |
عضو واحد مهندسين حزب مهندسين اسلامي |
65) مهندس هادي اميني |
عضو هيأت مديره ي چوب و کاغذ |
66) سيد محمد پاکنژاد |
مدير شرکت فرش ايران |
67) محمد رواقي |
عضو هيأت مديره ي گروه صنعتي ملي |
68) مهندس توحيد رزمجو |
دبير کل سازمان امور اداري و استخدامي |
69) علي اکبر سليمي جهرمي |
مديرعامل سازمان تعاون مصرف شهر و روستا |
70) جواد سرحدي |
|
71) محمدحسن محمد عيني |
فرماندار ايرانشهر |
72) حبيب مالکي |
|
|
|
اسامي مجروحان حادثه هفتم تير
|
|
|
نمايندهي سبزوار |
1) علي اصغر باغاني |
نمايندهي گچساران و کهکيلويه |
2) بهرام تاج گردون |
نمايندهي آبادان |
3) ايرج صفاتي دزفولي |
نمايندهي گرمسار |
4) مرتضي فضلعلي |
نمايندهي فردوس و طبس |
5) مرحوم حجت الاسلام اسماعيل فردوسي پور |
نمايندهي اهواز |
6) سيد محمد کياوش |
نمايندهي طرقبه و چناران |
7) محمد مروي سماورچي |
نمايندهي قصر شيرين |
8) مرتضي محمودي |
نمايندهي شهرضا |
9) قدرت اله نجفي |
وزير بازرگاني |
10) حسين کاظم زاده اردبيلي |
معاون وزارت بهداري |
11) سيد جلال سعادتيان |
معاون وزارت بهريستي |
12) مسعود صادقي |
استاندار سمنان |
13) محمدحسن اصغرنيا |
(سردبير روزنامه جمهوري اسلامي) |
14) حجتالاسلام مسيح مهاجري |
کارمند حزب جمهوري |
15) مسعود موسوي |
کارمند حزب جمهوري |
16) علي موسوي |
کارمند حزب جمهوري |
17) محمود جمالي |
کارمند حزب جمهوري |
18) زين العابدين رييسي |
کارمند حزب جمهوري |
19) حيدرعلي عليزاده |
کارمند حزب جمهوري |
20) هدايت عبدي |
کارمند حزب جمهوري |
21) دانش مهر |
کارمند نخست وزيري |
22) مسعود صادقي آزاد |
واحد دانشجويي حزب جمهوري |
23) ابراهيم عبدي |
واحد دانشجويي حزب جمهوري |
24) محمد غريب |
واحد دانشجويي حزب جمهوري |
25) مهدي فاضلي |
واحد دانشجويي حزب جمهوري |

:: موضوعات مرتبط:
سیاسی،
،
:: برچسبها:
واقعه هفتم تیر و شهدای مجلس شورای اسلامی,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : پنج شنبه 6 تير 1392
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
نیمه شعبان
سالروز سراسر نور منجی عالم بشیریت قیام کننده حق و عدالت ، در هم کوبنده باطل، آخرین ذخیره الهی حضرت مهدی موعود (عج) و روز مستضعفین بر تمامی منتظران ظهورش مبارکباد.

اطلاعیه :
به مناسبت گرامیداشت نیمه شعبان سالروز ولادت حضرت مهدی (عج) ایستگاه صلواتی با پخش شربت و شیرینی و ....
آدرس: خیابان رودکی روبروی مسجد برگزار میگردد.
زمان: شامگاه روز چهاردهم شعبان
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
معصومین،
،
:: برچسبها:
نیمه شعبان,
امام زمان,
میلاد منجی عالم بشریت,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : پنج شنبه 10 خرداد 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
24 خرداد 92
امام خمینی(ره):
وصیت من به ملت شریف آن است، که در تمام انتخابات چه انتخاب رییس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر ، در صحنه باشند.
(وصیت نامه سیاسی الهی امام (ره) ص 41)

روز خلق حماسه سیاسی با تجلی حضور آگاهانه ملت فهیم و انقلابی ایران در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران و شورای اسلامی شهر و روستا ، همه با هم در پای صندقهای رای با لبیک یا خمینی، لبیک یا خامنه ای
تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن(عج)
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی،
،
:: برچسبها:
24 خرداد 1392 روز خاق حماسه سیاسی با تجلی حضور,
انتخابات رئیس جمهوری و شورای شهر,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
انتخابات,
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : پنج شنبه 16 خرداد 1392
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
فرار رسیدن 11 شعبان سالروز خجسته میلاد شبه پیامبر(ص) حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان گرامی باد

حضرت علي اكبر(ع) فرزند بزرگ امام حسين (ع) در مدينه متولد شد. مادر بزرگوار ايشان ليلا دختر ابى مره است. وي زمانى چند در خانه امام حسين عليه السلام به سر برد و روزگارى در زير سايه حسين (ع) بزيست. ليلا براى امام حسين (ع) پسرى آورد، رشيد، دلير، زيبا، شبيهترين كس به رسول خدا صلى الله عليه و آله رويش روى رسول، خويش خوي رسول، گفت و گويش گفت و گوى رسول خدا صلى الله عليه و آله؛ هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر ليلا مىنگريست تا آنجا كه پدر بزرگوارش ميفرمايد هرگاه مشتاق ديدار پيامبر مىشديم به چهره او مىنگريستيم؛ به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد،امام حسين(ع) چهره به آسمان گرفت و فرمود: اللهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه. حضرت علياكبر در كربلا حدود 25 سال داشت. برخي راويان سن ايشان را 18 سال و 20 سال هم گفتهاند. او اولين شهيد عاشورا از بنىهاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت علىاكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه «قصر بنىمقاتل» گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى انا لله و انا اليه راجعون گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى مىگويد اين كاروان به سوى مرگ مىرود. پرسيد:مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود:چرا. پس گفت: فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين. پس باكى از مرگ در راه حق نداريم. روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان مىرفت،امام حسين(ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. على اكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانهاى با انبوه سپاه دشمن نمود.پيكار سخت، او را تشنه تر ساخت؛ به خيمه آمد. بى آنكه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به ميدان رفت و جنگيد تا به شهادت رسيد. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود. پيكر حضرت على اكبر (ع) با شمشيرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالين او رسيد كه جان باخته بود. امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت على اكبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد: قتل الله قوما قتلوك...و تكرار مىكرد كه: «على الدنيا بعدك العفا» و جوانان هاشمى را طلبيد تا پيكر او را به خيمه گاه حمل كنند. حضرت على اكبر، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين(ع) دفن شده است.مدفن او پايين پاى ابا عبدالله الحسين(ع) قرار دارد و به اين خاطر ضريح امام، شش گوشه دارد.
تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن (عج)
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
،
:: برچسبها:
11 شعبان سالروز میلاد حضرت علی اکبر (ع) گرامی باد,
میلاد شبه پیغمبر(ع),
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : پنج شنبه 6 خرداد 1394
|
|
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 24 صفحه بعد
شهادت استاد مرتضي مطهری-روزمعلم
شهيد مرتضی مطهری که مغز متفکر و يکي از معماران نظام جمهوری اسلامی ايران بود در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان گشود. مرتضی مطهری پس از تحصيل مقدمات, راهي حوزه علميه قم شد و از محضر بزرگاني چون آيت الله بروجردي, علامه طباطبايي و حضرت امام خميني بهره برد ...ادامه مطالب ...

تبلیغات مسجد حجت ابن الحسن(عج)
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی،
سیاسی،
،
:: برچسبها:
شهادت استاد مرتضي مطهری-روزمعلم,
استاد مطهری,
مسجد حجت ابن الحسن(عج),
حمید داودی راد,
:: ادامه مطلب
نویسنده : حمید داودی راد
تاریخ : سه شنبه 12 ارديبهشت 1392
|
|
|
|
|
|
|